<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>پلنگ زخمی</title>
<link>http://palangezakhmi.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 26 Dec 2009 17:24:29 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تصویر مخدوش پل مارنان اصفهان ...</title>
<link>http://palangezakhmi.blogfa.com/post-142.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.mihanupload.com/images/xqleevtblp6fk6l6m8xy.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این روزها که پرنده های مهاجر اصفهان هستند و رودخانه هم &quot;فعلا&quot; جاریست ، صحنه های زیبایی در نزدیکی اکثر پلهای تاریخی زاینده رود وجود دارد ، که البته پل مارنان به یمن پروانه ساختمانی صادرشده برای بلند مرتبه سازی در حریم اش ازین قاعده مستثنی است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چند روز پیش که برای دیدن پرندگان مهاجر به نزدیکی این پل رفتم همانطور که در تصویر پیداست ، کاملا تصویر پل را مخدوش شده و ناامید کننده دیدم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در مورد تاریخچه این سازه ۱۲ طبقه ظاهرا پروانه صادره مربوط به سال ۸۱ و قبل از تصویب قانون ممنوعیت بلند مرتبه سازی در حاشیه زاینده رود است (&lt;A href=&quot;http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1527192&quot; target=_blank&gt;&lt;EM&gt;اینجا&lt;/EM&gt;&lt;/A&gt;) . اما این باعث نمی شود فکر کنیم که چرا شهرداری از همان ابتدا فکر نکرده است که ساخت چنین سازه ای تصویر پل باستانی را به شدت مخدوش میکند ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در حال حاضر عملا این ساختمان تعطیل است و گرچه ادامه فعالیت آن متوقف است ، اما سرنوشتش متوقف نشده است . همین چند روز پیش دیدم که مشغول بتن ریزی برخی قسمتهی بالکن طبقات بودند که متعجبم کرد ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در هر حال یک مسئله مشخص است و آن اینکه سرمایه گذار  در این جا نباید پاسخگو باشد ، بلکه شهرداری باید در برابرپروانه ای که صادر کرده جوابگو باشد . &lt;A href=&quot;http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1527192&quot; target=_blank&gt;&lt;EM&gt;شورای شهر می گوید&lt;/EM&gt;&lt;/A&gt; به دنبال رضایت مالکین است تا ساختمان را در حد دو طبقه تعدیل کند و البته غیر از این هم راهی وجود ندارد . چون مالک فقط قصد سرمایه گذاری داشته ( البته اگر پروانه از همان ابتدا از طرق غیر قانونی اخذ نشده باشد .) و پاسخگو فقط شهرداری اصفهان است که پروانه را صادر کرده است و بایستی با تقبل خسارت سرمایه گذار و قبول مسئولیت این اشتباه ، سریعا این مسئله را حل و فصل کند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مسلما جبران خسارت سرمایه گذار هزینه سنگینی را میطلبد که از جیب مالیات دهندگان اصفهانی و مردم اصفهان توسط شهرداری باید پرداخت شود آنهم خسارتی که پدید آوردنده اش مردم نبودند .  البته این خسارت شاید به شهرداری درس بدهد تا در مورد صدور پروانه در محدوده های تاریخی دقت بیشتری کند ، تجربه ای که هزینه اش را مردم میپردازند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Dec 2009 17:24:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=palangezakhmi&amp;postid=142</comments>
<dc:creator>palangezakhmi</dc:creator>
<guid>http://palangezakhmi.blogfa.com/post-142.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گورخر های ایرانی در اسرائیل</title>
<link>http://palangezakhmi.blogfa.com/post-141.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 522px; HEIGHT: 290px&quot; height=533 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://ic2.pbase.com/o3/00/624100/1/117448859.C7UoCbx3.IMG_533901.jpg&quot; width=670 align=baseline border=0&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا آنجایی که در اسناد رسمی محیط زیست ایران ثبت شده  ، هیچ گونه مجوزی برای انتقال گورخر به خارج از ایران وجود ندارد . اما منطقه ای در نزدیکی ایلات اسرائیل وجود دارد که تعدادی گورخر ایرانی در آن وجود دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اسرائیل مدتهاست برای تهیه حیواناتی که در کتاب مقدس وجود دارد  ، گونه های جانوری را در این منطقه ۱۲۱۴ هکتاری ( &lt;A href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%88%D8%AD%D8%B4_%DB%8C%D9%88%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%D8%A7%D8%AA%D8%A7&quot; target=_blank&gt;&lt;EM&gt;منطقه یوت واتا&lt;/EM&gt;&lt;/A&gt; ) جمع آوری میکند که مسلما بر خلاف قوانین &lt;A href=&quot;http://www.cites.org/&quot; target=_blank&gt;&lt;EM&gt;سایتس&lt;/EM&gt;&lt;/A&gt; است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دقیقا مشخص نیست چگونه ۱۱ راس گورخر و ۴ راس گوزن زرد ایران چگونه به این منطقه انتقال پیدا کرده اند  ( &lt;A href=&quot;http://chayeirani.parsiblog.com/1209070.htm&quot; target=_blank&gt;&lt;EM&gt;روایتی&lt;/EM&gt;&lt;/A&gt; وجود دارد که مدیر وقت منابع طبیعی ایران در سال ۵۷ در ازای کمک به فرارش به آمریکا  ترتیب این انتقال را داده است ) ، ولی به هر حال این انتقال صد در صد غیر قانونی و غیر اخلاقی است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;داشتم سایتهای عکاسی از حیات وحش را سر میزدم که چند عکس از گورخر های موجود در این منطقه  را هم دیدم . در &lt;A href=&quot;http://www.pbase.com/doronnissim/yotvata_hai_bar&quot; target=_blank&gt;&lt;EM&gt;عکسها&lt;/EM&gt;&lt;/A&gt; کاراکال ، اوریکس عربی و گونه های نادر دیگری هم موجود است .  عکس بالا هم مربوط به همین منطقه است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جالب ترین قسمت ماجرا این است که &lt;A href=&quot;http://www.balatarin.ws/%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%88%D8%AD%D8%B4-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3/&quot; target=_blank&gt;&lt;EM&gt;منابعی&lt;/EM&gt;&lt;/A&gt; وجود دارد که می گوید تعداد این گورخر ها از ۱۱ راس به ۳۰۰ راس رسیده است ! این یعنی تقریبا ۱۰۰ راس کمتر از جمعیت زیستگاههای اصلی در ایران ! البته کمی به نظرم اغراق آمیز است . ممکن است رقم ذکر شده مستند نباشد. ظاهرا به نقل از یک ویدئوی بی بی سی فارسی است .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 25 Dec 2009 16:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=palangezakhmi&amp;postid=141</comments>
<dc:creator>palangezakhmi</dc:creator>
<guid>http://palangezakhmi.blogfa.com/post-141.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سعید لیلاز</title>
<link>http://palangezakhmi.blogfa.com/post-140.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 478px; HEIGHT: 306px&quot; height=418 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8806/ImageReports/8806030524/27_8806030524_L600.jpg&quot; width=561 align=baseline border=0&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سعید لیلاز ، اقتصاد دان و کارشناس اقتصادی که اخیرا حکمش به وی ابلاغ شده است ، از جمله کسانی بود که در حوادث بعد از انتخابات اخیر دستگیر شد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حکم سعید لیلاز که به وی ابلاغ شده به گفته وکیلش چند قسمت است : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot;محمود عليزاده طباطبايي ، در تشريح اتهامات موكلش، تصريح كرد: مقاله‌هاي اقتصادي موكلم از اوايل دهه‌ 80 تاكنون مبناي اتهام تبليغ عليه نظام قرار گرفته كه از اين بابت به يكسال حبس محكوم شده و همچنين شركت در راهپيمايي 25 خرداد ماه مبناي اتهام اخلال در نظم قرار گرفته كه به يكسال حبس محكوم شده‌ است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وي ادامه داد: اظهاراتي از موكل به عنوان توهين به مسوولان قلمداد شده كه براي وي دو سال حبس و 74 ضربه شلاق در نظر گرفته شده و جلساتي كه به عنوان يك اقتصاددان و روزنامه‌نگار با كارشناسان سفارتخانه‌هاي مختلف داشته مبناي اتهام اجتماع و تباني براي اقدام عليه امنيت قرار گرفته و از اين بابت به پنج سال حبس محكوم شده است. &quot; ( منبع : &lt;A href=&quot;http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=187701&quot; target=_blank&gt;روزنامه دنیای اقتصاد &lt;/A&gt;)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واقعا جالب است که فردی را به دلیل شرکت در تظاهرات و یا هر اقدامی در زمینه &quot; انتخابات اخیر &quot; بازداشت میکنند و بعد مقالاتی که از سال ۸۰ نوشته است را ملاک قرار میدهند ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر واقعا همانطور که در حکم لیلاز آمده ، مقالات وی از اوایل دهد ۸۰ تا کنون تبلیغ  علیه نظام بوده است ، چرا از سال ۸۰ تا به حال کسی به فکر بر خورد با وی نیفتاده و حالا بعد از جریانات اخیر تازه مشخص شده که وی از سال ۸۰ مقالاتی بر علیه نظام مینوشته است ؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این به معنای آن است که ما علیه کسی مدرک جمع کنیم تا موقع مقتضی از آن به صورت بهینه استفاده کنیم !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به هر حال من گاهی مقالات سعید لیلاز را دنبال  میکردم . امیدوارم در تجدید نظر حکمش کاهش پیدا کند و دولت هم راهی بهتر برای برخورد منطقی با منتقدان بیابد . برایش آرزوی سلامتی دارم .&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;A href=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8806/ImageReports/8806030524/27_8806030524_L600.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;</description>
<pubDate>Mon, 14 Dec 2009 09:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=palangezakhmi&amp;postid=140</comments>
<dc:creator>palangezakhmi</dc:creator>
<guid>http://palangezakhmi.blogfa.com/post-140.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>Ecosia</title>
<link>http://palangezakhmi.blogfa.com/post-139.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=Ecosia hspace=0 src=&quot;http://www.donya-e-eqtesad.com/News/1962/25-08.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=186551&quot; target=_blank&gt;روزنامه دنیای اقتصاد دیروز&lt;/A&gt; مطلب جالبی در مورد یک موتور جستجوگر اینترنتی داشت که قسمت اعظم درآمدش به سازمان WWF  اهدا خواهد شد . من یکی دوتا سرچ زدم ، بدک نبود .  این روزها که اخبار همایش &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8809160869&quot; target=_blank&gt;تغییرات آب و هوایی کپنهاگ &lt;/A&gt; داغ است ، بد نیست سرکی بزنید و یکی دو متر جنگل استوایی را نجات بدهید ! گرچه همیشه باید محتاط بود و مطمئن شد که آیا واقعا این درآمدها صرف محیط زیست میشود یا نه . سایت در آدرس &lt;A href=&quot;http://ecosia.org/&quot; target=_blank&gt;Ecosia.org&lt;/A&gt; قرار دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن : تصویر هم از دنیای اقتصاد است. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 08 Dec 2009 15:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=palangezakhmi&amp;postid=139</comments>
<dc:creator>palangezakhmi</dc:creator>
<guid>http://palangezakhmi.blogfa.com/post-139.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کوچ</title>
<link>http://palangezakhmi.blogfa.com/post-138.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://retrothing.typepad.com/photos/uncategorized/2008/04/03/canonae1.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اولین باری که دوربین حرفه ای خریدم رو کاملا یادمه . اون موقع اصلا بحث دوربین دیجیتال به این داغی نبود و چندان طرفداری نداشت . آن چنان اطلاعاتی نداشتم و بین رفقای بیابان و غیر بیابان هم کسی نبود که راه را بنمایاند ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خلاصه بعد از کلی جستجو داخل همون چهار ، پنج تا مجله ای که داشتم که شامل مقادیری مجلات شکار و طبیعت بود که چند تا مطلب هم در مورد عکاسی از حیات وحش داشت  ، دل رو زدم به دریا و یک دوربین Canon AE1 دست دوم ، که البته انصافا دوربین تمیزی بود از یک مغازه درب و داغون خریم که صاحبش میگفت خودش از ژاپن آورده ! (جون خودش ) . راستش را بگویم صدایی دلنواز تر از صدای دیافراگمش را در هیچ دوربین دیگری ندیدم و خوش دستی اش انصافا بی نظیر بود . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از مدت کوتاهی برای این که به موفقیتهایی در زمینه حیات وحش دست پیدا کنم یک لنز دست دوم ۳۰۰ میلی متری کانن هم خریدم . لنز جا گیر و بد باری بود که واقعا توی بیابان عذابم میداد.  آن موقع نمیدانم کوله پشتی هایی که بتوان لنز را با دوربین تویش گذاشت آمده بود یا نه ؟ به هر حال آن موقع من نمیدانستم همچین اختراع بی نظیری هم وجود دارد ! دوربین را توی پارچه میپیچیدم و میانداختم گردنم ! در تمام مدتی که دوربین را استفاده میکردم  ، فقط یک عکس خوب از کوکو گرفتم . چاپ عکس بعضی مواقع مدتی طول میکشید و در نتیجه من که مشخصات عکسها را موقع گرفتن نمی نوشتم معمولا یادم میرفت با چه مشخصاتی عکس گرفتم ! خلاصه بعد از مدتی به علت حجم بالای دوربین  و البته عدم توفیق در عکسبرداری عملا دوربین را کنار گذاشتم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یادمه چند تا عکس کل و بز گرفتم که دوستان میگفتند خودت هم باید به عکس سنجاق بشوی تا توضیح بهی این نقطه ای که بغل بوته است ، بز کوهی است . کلا عکاسی از حیات وحش مشکل بود . ولی حتی برای عکاسی داخل شهر هم دیگه از دوربین استفاده نکردم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مدتها طول کشید تا یک دوربین حرفه ای دیجیتال (البته از نوع رده پایین اش !) دوباره گرفتم و نمیدانم علت اش چی بود ولی شاید یکی مدل های فراوان و جنگ مگا پیکسلی بود که شرکتها راه می انداختند . البته علت اصلی دست دست کردن خودم بود !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با وجودی که تجربه خیلی خوبی با دوربین کانن آنالوگم داشتم ، ولی ترجیح دادم دوربین دیجیتالم را از برند نیکون انتخاب کنم . دلیل خاصی نداشت ولی کلا بیشتر با نیکون حال کردم و البته رقابت بین برندها واقعا میلی متری شده است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انتخاب برند و مدل هم واقعا پروسه زمانبری بود . خدارا شکر سایتی مثل &lt;A href=&quot;http://www.akkasee.com/&quot; target=_blank&gt;سایت عکاسی&lt;/A&gt; وجود دارد که من خیلی برای انتخاب دوربین از آن استفاده کردم و واقعا راهنمایی های اعضا خیلی مفید بود . متاسفانه همان بحث همیشگی عدم وجود نمایندگی درست و حسابی و قیمتهای عجیب و غریب کسانی که مدعی نمایندگی برندی هستند در این بازار هم وجود دارد . به هر حال من دوربین را بدون گارانتی خریداری کردم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اولین تجربیاتی که با دوربین داشتم  واقعا عالی بود . امکان تعویض پیاپی حساسیت (که در دوربین های آنالوگ مستلزم تعویض فیلم بود ) و از همه مهمتر دیدن عکسی که گرفته ایم در همان لحظه واقعا نعمتهای بزرگی هستند (که در زمان دوربینهای آنالوگ واقعا فقط در رویا امکان پذیر بودند ). واقعا کار کردن با دیجیتال برای من خیلی دلچسب تر از آنالوگ بود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; به هر حال از آنالوگ به دیجیتال کوچ کردم و انصافا مشغول لذت بردن  با نیکون جدید هستم ! در ضمن یک کوله پشتی مخصوص دوربین هم گرفتم تا اگر گذارمان به بیابان افتادیم مشکل دوربین قبلی را نداشته باشم .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 06 Dec 2009 07:02:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=palangezakhmi&amp;postid=138</comments>
<dc:creator>palangezakhmi</dc:creator>
<guid>http://palangezakhmi.blogfa.com/post-138.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>استقبال در سفرهای استانی دولت</title>
<link>http://palangezakhmi.blogfa.com/post-137.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://64.130.220.65/Multimedia/pics/1388/8/photo/3131.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دور سوم سفرهای استانی دولت  ، آغاز شده و الان هیات دولت در تبریز است . دوباره همان بحث همیشگی های و هوی موافقان دولت مبنی بر  استقبال پر شور مردم از رییس جمهور و در مقابل های و هوی مخالفان و اصرار بر استقبال سرد از رییس جمهور شروع شده است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اشاره مخالفان به خالی ماندن سکوهای ورزشگاه تبریز (در تصویر مشخص است ) و اشاره موافقان هم به استقبال در مسیر فرودگاه است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فارغ از همه این بحث ها سوالی که پیش می آید این است که ، اصلا چرا رییس جمهور مردم را زیر باران به ورزشگاه شهر میکشاند تا سخنرانی کند ؟ اگر قرار برای انجام کار و پیشرفت استانها در سفرهای استانی است چرا رییس جمهور مستقیما از فرودگاه به استانداری نمیرود ؟ با توجه به این که ریس جمهور اکثر سیاستهای هسته ای خود را از طریق تریبون سفرهای استانی اعلام می کند ! ( از جمله همین سفر تبریز).  چرا به جای کشاندن مردم زیر باران شدید ، یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار نمیکند ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دولت با اصرار به سیاست استقبال مردم از رییس جمهور ، در سفرهای استانی ، این مسئله را به آبروی خود گره زده و نمی تواند آنرا کنار بگذارد ، در نتیجه متاسفانه گاهی سیاستهایی مانند تعطیل کردن مدارس هم حتی در نظر گرفته میشود . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به نظرم بهتر است دولت اگر میخواهد برای استانها کار انجام دهد ، همین کار را بکند و دست از راه انداختن مسیر استقبال از فرودگاه تا مسیر سخنرانی بردارد . اگر نیازی هست که به ابراز احساسات مردم پاسخ داده شود ، این کار را میتوان از طریق برگزاری جلسات در ادارات دولتی که برای حل مشکلات مردم برگزار میشود انجام داد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن : تصویر از &lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/PicView.aspx?Pic=Pic-1442348-7&amp;Lang=P&quot; target=_blank&gt;ایسنا&lt;/A&gt; (مربوط به سفر سوم استانی به تبریز ، عکاس امیر خلوصی ).&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Nov 2009 07:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=palangezakhmi&amp;postid=137</comments>
<dc:creator>palangezakhmi</dc:creator>
<guid>http://palangezakhmi.blogfa.com/post-137.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقدی بر مسافرکشی ...</title>
<link>http://palangezakhmi.blogfa.com/post-136.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.aftab.ir/news/2007/jul/22/images/e06b82797fe884fc01855d2a0302616d.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این چند روز داستان پیگیری سران سیاسی کشور در مورد چند مورد اخیر تجاوز ، سر خط خبرهاست ، به خصوص ماجرای قیامدشت (&lt;A href=&quot;http://www.etemaad.ir/Released/88-08-26/150.htm&quot; target=_blank&gt;مثلا در روزنامه اعتماد )&lt;/A&gt; . یکی از نکات مشترک بین اکثر خبرهایی که از زور گیری و سرقت گرفته تا تجاوز این روزها در جامعه عنوان میشود  ، عاملی به نام مسافر کشی است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینکه دقیقا در کدامیک از کشورهای دنیا تاکسی ها به شیوه مرسوم در ایران مسافران را جابه جا میکنند یعنی شیوه کورسی و نه به صورت دربست ، دقیقا مشخص نیست ولی گمان نمیکنم به جز ایران چندان در دنیا مرسوم باشد که هر خودرویی بدون به ثبت رسیدن در مرجعی خاص (مانند سازمان تاکسیرانی ) اقدام به جا به جایی مسافر کنند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در هیچ کشوری تاکسی به عنوان وسیله ای ارزان و دم دست برای جابه جایی محسوب نمیشود و اصولا جزء بدنه حمل و نقل عمومی نیست ، بلکه این وظیفه فقط بر عهده اتوبوسرانی و مترو است . اما در ایران با توجه به نوع استفاده از تاکسی و ضعف شدید سیستم حمل و نقل عمومی ، عملا قسمت عمده ای از جابجایی های درون شهری به عهده تاکسی و البته مسافربرهای شخصی است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نتیجه این مسئله حضور پر تعداد مسافربرهای شخصی در کنار تاکسی برای جابجایی مسافران در شهرهای ایران است . این مسئله باعث افزایش شدید جرم و جنایتهایی است که به دلیل ماهیت غیر رسمی بودن مسافربرهای شخصی و عدم کنترل هیچ نهادی روی این دسته از بدنه حمل و نقل ایران تحت عنوان مسافرکشی هر روزه و هر روزه رخ میدهد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما اصولا مسافربری اساسا یک شغل محسوب میشود یا یک درآمد کاذب برای فرد ایجاد میکند ؟  به غیر از تاکسی هایی که زیر نظر تاکسیرانی کار میکنند ، یکی از دلایل حضور پر شمار مسافربرهای شخصی در سطح شهر ، این است که دولت عملا با پرداخت یارانه به بنزین به این افراد کمک میکند تا به شغل خود ادامه دهند . در حقیقت میتوان گفت دولت عملا به افزایش جرم و  هرج و مرج ناشی از فعالیت مسافربرهای شخصی دامن میزند . این برخلاف تهدیداتی و ضرب الاجل هایی است که دولت هر روزه برای مسافربرهای شخصی تعیین میکند ، اما ما هر روز شاهدیم که تعداد بیشتری از مردم روانه این شغل به عنوان دم دست ترین شغلی که به هر حال درآمد بخور و نمیری برای فرد فراهم میکند و ضمنا سرمایه و تخصص چندانی را نمی طلبد ، میشوند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما چرا دولت در برخورد با مسافربرهای شخصی علی رغم اطلاع از ناامنی ای که نتیجه فعالیت آنهاست برخورد نمیکند ؟ یکی از دلایلش ناتوانی دولت از ایجاد اشتغال پایدار و ترس اضافه شدن خیل عظیمی از بیکاران به لیست فعلی بیکاران ، در صورت ممنوع شدن حمل مسافر با مسافربرهای شخصی است .  گرچه بسیاری پیش بینی میکردند با سهمیه بندی بنزین پدیده مسافرکشی عملا متوقف شود ، ولی راههای بسیاری همانند سوخت گیری با گاز یا تهیه بنزین از طرقی به غیر از خرید بنزین آزاد به مسافربرهای  شخصی اجازه ادامه حیات داد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دولت دوباره آخر آذر ماه را به عنوان ضرب الاجلی برای پایان فعالیت مسافربر های شخصی تعیین کرده است . (&lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1438047&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt; ). اما با توجه به شرایط رکود اقتصادی و بالا رفتن هر روزه آمار بیکاری که دولت وسواس زیادی در مورد آن دارد و همچنین ناتوانی سیستم تاکسیرانی فعلی ، اتوبوسرانی و مترو برای پاسخگویی به جابجایی های درون شهری ، به نظر نمیرسد عزم لازم برای برخورد با پدیده ای که در قسمت بزرگی از جرایم کشور نقش دارد ، وجود داشته باشد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر بار که خودرویی بی نام و نشان جلوی پایمان ترمز میکند باید به این بیندیشیم که این مسافر کش (kesh ) است یا مسافر کُش (kosh) !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن: تصویر از &lt;A href=&quot;http://www.aftab.ir/news/2007/jul/22/c4c1185094818_social_organization_taxi_organization.php&quot; target=_blank&gt;آفتاب&lt;/A&gt;.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 13:49:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=palangezakhmi&amp;postid=136</comments>
<dc:creator>palangezakhmi</dc:creator>
<guid>http://palangezakhmi.blogfa.com/post-136.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کتاب : بر بال بحران </title>
<link>http://palangezakhmi.blogfa.com/post-135.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.historylib.com/DocumentImages/fc2bcba4-1d08-42b1-8062-559970b53892.jpg&quot; align=baseline border=0&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علی امینی ، نخست وزیر و رجل سیاسی سالهای ۱۳۴۰  ، مردی که بسیاری او را به آمریکا منصوب میکردند و حتی خود شاه هم همیشه این گله را عنوان میکرد که امینی را آمریکایی ها به او تحمیل کردند  ، یکی از مردانی بود که در شرایط بسیار دشوار اقتصادی سکان نخست وزیری را به دست گرفت ولی با وجود حمایت اولیه جامعه آنروز راه به جایی نبرد  و خیلی زود از صحنه کنار رفت . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با وجود اینکه علی امینی بعد از خروج از ایران تا سال ۱۳۷۱ در قید حیات بود ولی در هیچ یک از این سالها تصمیمی برای دست به قلم بردن و نوشتن خاطراتش انجام نداد  ، گرچه یادداشتهایی در کیهان لندن نوشت که بعدها تحت عنوان کتاب &quot; خاطرات علی امینی &quot; به کوشش یعقوب توکلی توسط دفتر ادبیات انقلاب اسلامی در ایران چاپ شد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همچنین در همان اوایل انقلاب ( سال ۱۳۶۰ )طرح تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد ( به کوشش حبیب لاجوردی ) گفتگویی را با علی امینی انجام داد که سال ۷۴ در آمریکا و سال ۷۶ در ایران چاپ شد ( که من آن را ندیده ام ) . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ایرج امینی  ، پسر علی امینی سالها پس از مرگ علی امینی ، تصمیم میگیرد با دست نوشته هایی که از علی امینی پیدا کرده است ، زندگی نامه ای در مورد پدرش بنویسد که تحت عنوان &quot; بر بال بحران ، زندگی سیاسی علی امینی &quot; . در راه این کتاب از منابع موجود در آرشیوهای آمریکا ، بنیاد کندی ( رییس جمهور همدوره امینی ) ، آرشیوهای آمریکا و همچنین ایران استفاده های زیادی شده که به مستند تر شدن اثر کمک شایانی کرده است .  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کتاب ابتدا توضیحاتی در مورد دکتر امینی ، خاندان امینی  ، کودکی و تحصیلات ( دکترای اقتصاد و حقوق از فرانسه ) ، دوران وزارت  ، اصلاحات اراضی ، دوران نخست وزیری و کناره گیری از آن که با بی مهری شاه از صحنه سیاست دوری میگزیند و سرانجام مشاور محمد رضا شاه در سال آخر حکومت شاه .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کتاب به شدت مستند است و کمتر به اقوال و گفت و شنودهای بی پایه و شایعات متکی است . اما این به نظرم کمی باعث دوری از رسالت زندگی نامه نویسی شده است  ، کتاب تا حد زیادی  به بررسی تاریخ معاصر علی امینی می پردازد تا زندگی واقعی علی امینی .  گرچه به نظرم همانطور که در مقدمه کتاب آمده ایرج امینی ( نگارنده کتاب ) اصل بی طرفی را رعایت کرده است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مسئله انتصاب امینی به آمریکاییها از نکاتی است که در کتاب مفصلا به آن پرداخته شده و چنان که در کتاب آمده پایه و اساس چندانی ندارد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یک نکته جالب کتاب  ، سال ۵۷  و زمانی است که شاه دوباره به اصل &quot; مشاوره &quot; ایمان پیدا میکند و گرچه خیلی دیر شده کسانی را که روزی دشمن خودش میپنداشته به مشاوره برمیگزیندکه البته جریان تند انقلاب فرصت جبران را از شاه میگیرد.  ( در این قسمت ایرج امینی از دست نوشته های روزانه علی امینی استفاده میکند که در ماههای آخر حکومت شاه نوشته شده است ) .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نکته قابل توجه دیگر که البته در مورد زندگی سیاسی بسیاری از دولتمردان و دست اندرکارن حکومت پهلوی بعد از انقلاب در خارج از ایران نمود پیدا می کند ، عدم انجام هیچ گونه فعالیت یاسی است که برای کسانی که سالها در راس امور بوده اند  ، به نظرم کمی دور از انتظار است . علی امینی مابین سال ۵۷ که از ایران خارج میشود تا سال ۷۱ که فوت میکند ، عملا هیچ فعالیت سیاسی و حتی غیر سیاسی خاصی به نفع ایران انجام نمیدهد و سهم این سالها از خاطرات ۵۸۸ صفحه ای علی امینی تنها دو صفحه است !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; این مسئله همیشه مرا به تعجب وا میداشته و تقریبا در مورد تمام ارکان سیاسی پهلوی صدق میکند ، عموم این افراد زمانی که سال ۵۷ از ایران خارج شده اند ، دیگر رویی به فعالیت های سیاسی نشان نداده اند و درگیر نوعی زندگی روزمره شده اند . شاید با توجه به روی کار آمدن دموکراسی در ایران و از بین رفتن احتمال روی کار آمدن هرگونه حکومت پادشاهی (که دیگر افکار مردم ایران آن را قبول نخواهد کرد ) این افراد که وابستگی به سلطنت داشته اند را دچار نوعی سر در گمی میکند که دقیقا برای چه چیز باید مباره کنند ؟ نکته ای که ایرج امینی هم به آن اشاره میکند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در آخر باید به عکسهایی اشاره کرد که در کتاب چاب شده و با توجه به اینکه نگارنده به عکسهای خانواده امینی دسترسی داشته ، قابل توجه است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بر بال بحران ، زندگی سیاسی علی امینی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نوشته ایرج امینی ، تهران نشر ماهی  ، چاپ دوم اردیبهشت ۱۳۸۸  ، قیمت ۱۵۰۰۰ تومان.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نشر ماهی : تهران ، خ انقلاب ، روبروی سینما سپیده ، شماره ۱۲۹۸ ، واحد چهارم ، تلفن ۶۶۹۵۱۸۸۰&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن : اولین بار نوشته ای در مورد این کتاب را در روزنامه سرمایه دیدم که نام نویسنده اش را به خاطر نسپردم . در ضمن شمارگان این کتاب عدد قابل توجه ۲۰۰۰ نسخه است که نشان دهنده وضعیت اسف بار مطالعه در کشور است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن ۲ : تصویر از سایت &lt;A href=&quot;http://www.historylib.com/Site/SViewDocumentList.aspx?DOCTYPE=1&amp;PageIndex=2&amp;PageSize=10&quot; target=_blank&gt;کتابخانه تخصصی ایران و اسلام &lt;/A&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Nov 2009 18:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=palangezakhmi&amp;postid=135</comments>
<dc:creator>palangezakhmi</dc:creator>
<guid>http://palangezakhmi.blogfa.com/post-135.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برای عباس جعفری ...</title>
<link>http://palangezakhmi.blogfa.com/post-134.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;عکس از عباس جعفری&quot; hspace=0 src=&quot;http://4.bp.blogspot.com/_ksZciaagCi0/SmWqYDwwjXI/AAAAAAAAA6A/NTETFd7H0_A/s400/SEMNAN+YUOZ+++talkhab+%40+88.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عباس جعفری یا آنگونه که خودش در وبلاگ &lt;A href=&quot;http://www.azadkooh.blogspot.com/&quot; target=_blank&gt;آزاد کوه&lt;/A&gt; دوست داشت بنویسد &quot;عباث&quot;  ، در پی سانحه ای که حدود دوماه پیش در رودخانه تریشولی نپال روی داد و طی آن قایق یک نفره وی سرنگون شد  ، تا به حال مفقود شده است و با گذشت زمان امید ها برای یافتن کم میشود  ، گرچه همسر وی ، فرخنده صادق که در لحظه حادثه در حال فیلمبرداری از وی بوده است ، هنوز جستجو را برای یافتن وی ادامه میدهد .  وی یکی از بهترین عکاسان طبیعت و طبیعت گردهای ایران بود . یک بار در وصفی جالب جایی خواندم که در ایران محلی وجود ندارد که عباس جعفری چند شبی را در آن نگذرانده باشد !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عباس جعفری را هیچ وقت ندیده بودم ، فقط مطالب شاعرانه و جذابی که در وصف طبیعت مینوشت را خوانده بودم . هر وقت مطلبی مینوشت چنان مینوشت که موقع خواندنش گمان میکردی همانجا که او ایستاده ایستاده ای . واقعا استادانه بود . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.azadkooh.blogspot.com/&quot; target=_blank&gt;وبلاگش&lt;/A&gt; را هم تا بعد از این حادثه سر نزده بودم راستش . اما وقتی دیدم  ، پر بود از همان نوشته های زیبا و عکسهای زیبایش .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به خاطر زحماتی که برایمان کشید تا طبیعت را بهتر ببینیم ممنون . یادش گرامی .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن ۱ : ناصر کرمی مطلب گویایی در این رابطه در همشهری نوشته است . (&lt;A href=&quot;http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=101188&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt; )&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن ۲ : تصویر توله یوزی زیبا که عکاس آن عباس جعفری است . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Nov 2009 14:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=palangezakhmi&amp;postid=134</comments>
<dc:creator>palangezakhmi</dc:creator>
<guid>http://palangezakhmi.blogfa.com/post-134.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>باتلاق گاوخونی ، داستان آخرین فلامینگو ...</title>
<link>http://palangezakhmi.blogfa.com/post-133.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;باتلاق گاوخونی را دوست داشتم همیشه به نامی که میشناسندش ، باتلاق صدا بزنم  ، نه تالاب گاوخونی (که البته شاید علمی تر باشد) . بیشترین تصویری که از باتلاق گاوخونی در ذهنم مانده ، عکسی است که بیژن دره شوری از بالا از گله ی پر تعداد  فلامینگوها در حال پرواز  بر فراز باتلاق گاوخونی گرفته ، تصویری جاودانه که هرگز تکرار نخواهد شد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مرگ باتلاق گاخونی از روزی که چهار محال و بختیاری ۳۵۰ پمپ آب در بالادست رودخانه زاینده رود احداث کرد یا احداث خط لوله انتقال آب زاینده رود با ظرفیت ۱۰۰۰ لیتر بر ثانیه به استان یزد آغاز نشد ، از روزی که خشکسالی های پی در پی رمق زاینده رود را گرفتند  هم شروع نشد ، روزی که در سال ۱۳۴۹ سد زاینده رود به بهره برداری رسید ، آغاز پایان باتلاق گاوخونی بود . چون مانند بسیاری از دیگر تالاب ها مسئولین همیشه به باتلاق گاوخونی به عنوان جایی که محل هدر رفت آب بود نگاه میکردند . از همین رو همان ابتدا هم حق آبه ای برای باتلاق گاوخونی در نظر نگرفتند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.mihanupload.com/images/vt4liwetl6om0kn7bi3s.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUB&gt;تابلوی ورودی تالاب در نزدیکی کوه سیاه ، به جای ساچمه شکارچیان توجه کنید .&lt;/SUB&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تاریخچه ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در مورد اسم باتلاق گاوخونی حرف و حدیث بیشمار است . یک از نقل قولها این است که اسم تالاب به خاطر شکارچیانی که به دنبال شکار گورخر  در باتلاق فرو رفتند گورخونی بوده که بعد تبدیل به گاوخونی شده است . نقل دیگر این است که گاوهای محلی ها موقعی که به چرا در مراتع اطراف باتلاق میرفته اند صدا میکرده اند که در نتیجه اسم گاو خوان و سپس گاو خون برای باتلاق انتخاب شده است .( به معنای گاو خانه هم بوده )  . من جایی را در تالاب ندیده ام که بتواند کسی را غرق کند ( بیشترین عمق باتلاق یک و نیم متر است ) و بستر باتلاق نسبتا محکم است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باتلاق گاوخونی با شهر اصفهان ۱۶۷ کیلومتر  فاصله دارد و در حاشیه شهر ورزنه قرار دارد . ورزنه جای جالبی است که مردمش هنوز چادرهای سپید بر سر میکنند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در مورد حیات وحش و وضعیت کلی این منطقه باید گفت که باتلاق گاوخونی یکی از مهمترین تالابهای کنوانسیون رامسر است که در سال ۱۹۷۱ در این فهرست به ثبت رسیده است . تا دهه ۱۳۴۰ که در برخی مناطق استان گورخر وجود داشته ، در منطقه باتلاق گاوخونی هم  گورخر زیست میکرده و این منطقه یکی از مهمترین زیستگاههای گور در سراسر استان بوده است . بعدها در کوههای مجاور منطقه هم حیات وحش کوه زی خوبی زیست میکرد ضمن آنکه جنگلهای گز حاشیه تالاب محل مناسبی برای زیست آهو بود که بعد از خشکسالی هر دو نابود شدند ، جنگلها به دلیل آتش سوزی و آهو ها توسط شکارچیان . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تا سالهای ابتدایی دهه های شصت و حتی بعد از آن  گزارشهای جسته گریخته ای از وجود یوزپلنگ در باتلاق گاوخونی وجود دارد ، ولی هیچ وقت گزارش مستندی از یوز در منطقه بدست نیامد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما همه اینها چیزی نیست که باتلاق به آن افتخار میکرد . افتخار تالاب از اوایل پاییز با کوچ هزاران پرنده که در سالهای اوج تالاب به یکصد هزار قطعه هم میرسید شروع می شود . فلامينگو، اردك‌ مرمري‌، آنقوت‌، تنجه‌، غاز خاكستري و چندین نوع پرنده دیگر و پرندگان شکاری هر سال به تالاب می آمدند . این روند تا سالهای دهه  هفتاد هنوز علی رغم اخداث سد زاینده رود ادامه داشت . مساحت تالاب تا ۷۰ هزار هکتار هم میرسید اما کم کم ، در طول مسیر زاینده رود آبی که به باتلاق میرسید ،  به سمت زمینهای کشاورزی تغییر مسیر داد و فقط فاضلاب کارخانجات و پس اب زهکش های زمین های کشاورزی در طول مسیر  زاینده رود بود که به باتلاق گاوخونی میرسید . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هر کس سهم خود را از تالاب برداشت میکرد . مدیران هم با توجه به اینکه آب ورودی تالاب  هرز رفته محسوب میشد این اقدام را تشویق میکردند ، تا اینکه کار به جایی رسید که حتی در سالهایی با بارندگی مناسب عملا تمام آب زاینده رود قبل از ورود به تالاب روی زمین های کشاورزی بر میگشت و چیزی به نام حق آبه برای باتلاق گاوخونی به ذهن کسی خطور نمیکرد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هیچ اکوسیستمی از لحاظ ارزش های اقتصادی و تنوع زیستی یارای برابری با تالابها را ندارد ، اما این یک سوی سکه است . تالابها به شدت تحت تاثیر عوامل بیرونی هستند و مدیریت آنها ، شامل مدیریت زمین های کشاورزی اطراف تالاب ، کنترل سیستم دفع فاضلاب کارخانجات طول مسیر حوزه آبریز ، تعیین حق آبه تالاب از حوزه آبریز تالاب ، مدیریت سدهای طول مسیر و صدها فاکتور دیگر است . در کشور ما در خوشبینانه ترین شرایط باید اعتراف کنیم سازمان محیط زیست هیچ اهرمی برای کنترل این عوامل ندارد و معمولا تنها به حفاظت محیطی تالاب و مدیریت جزیره ای در این مورد می پردازد . این مسئله در بلند مدت تمام تالاب های ایران را که به شدت وابسته به عوامل بیرونی نظیر آب ورودی هستند را  دستخوش تغییرات جدی خواهد کرد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همین اتفاق عینا برای باتلاق گاوخونی  به وقوع پیوست به جز اینکه در طول سالهایی که باتلاق (تالاب ) گاوخونی در فهرست کنوانسیون رامسر به ثبت رسید سازمان محیط زیست اصفهان در اقدامی تعجب برانگیز حتی یک منطقه شکار ممنوع ساده نیز در این منطقه به ثبت نرساند ! و تنها گشتهای سیار سازمان گاهی به این منطقه سر میزدند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.mihanupload.com/images/670vn05cz3cnbjuazxie.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUB&gt;جاده ورزنه - یزد ، از میان قسمتی از باتلاق (تالاب ) گاوخونی میگذرد . در انتهای تصویر کوه سیاه و در سمت راست زمین های باتلاقی  خشک باتلاق (تالاب ) گاوخونی دیده میشود .&lt;/SUB&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;میخ آخر تابوت باتلاق گاوخونی ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هنگامی که تالاب رو به خشکی رفت ، یک پرونده خاک خورده قدیمی از سوی مسئولین محلی بیرون کشیده شد . جاده ورزنه – یزد . سالها مردم محلی از جاده خاکی حاشیه تالاب به یزد رفت و آمد داشتند . همیشه آسفالت این جاده یکی از خواسته های مردم محلی بوده است . ورزنه یک شهر بن بست است . به همین دلیل اقتصاد چندان پررونقی ندارد .  احداث جاده ای که مسیر یزد را کوتاهتر کند خونی تازه در رگهای اقتصاد بیمار ورزنه است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جالب اینکه چند وقت پیش هنگامی که شرکتی خواستار بهره برداری معدنی از کوه سیاه ، تک کوه زیبایی نزدیک تالاب بود ، با اعتراض شدید مردم محلی روبرو شد  (چون منفعتی برای مردم محلی نداشت ) ، اما اکنون که جاده قلب تالاب را هدف گرفته است ، هیچ اعتراضی به گوش نمیرسد .  واقع بینانه است ، تالاب نزدیک یک دهه است که جز بیابانی لم یزرع ، چیزی برای مردم محلی  به ارمغان نیاورده است . به یمن جلوگیری از رسیدن حق آبه باتلاق گاوخونی ، چند سالی است که باتلاق خان گسترده خود را برچیده است .  حال که تالاب خشک شده بهترین فرصت برای مسئولین جاده دوست بود تا نام نیکی برای خود پیش مردم محلی جای بگذارند و البته اگر واقع بین باشین این خواست مردم محلی است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باتلاق گاوخونی طی سالها میتوانست منبع در آمد خوبی برای مردم باشد . آثار باستانی پر شمار حاشیه باتلاق میتوانست گردشگران بسیاری را به باتالاق(تالاب ) گاوخونی بکشاند  ، حضور علاقه مندان به طبیعت ، کویر نوردی ، اکوتوریست هایی که برای دیدن پرندگان می آیند  ، سهیم کردن مردم در درآمد پروانه شکار همه و همه میتوانست به مردم ثابت کند تالاب به نفع آنهاست همانطور که به نفع پیشینیانشان بوده است . اما مردم از یکنواختی و بن بستی ورزنه خسته اند  . گردشگری به ورزنه نمیرود  و اقتصاد بی رونق است همه به انتظار جاده اند . جاده ای که از تالابی خشک شده می گذرد .  پرونده جاده را بیرون کشیدند یک جای خالی توی بایگانی درست شده جایی برای پرونده باتلاق (تالاب ) گاوخونی که باید بایگانی شود ، برای همیشه . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.mihanupload.com/images/wj12tl8xpjhi16jqqrz.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUB&gt;ماشین آلات راهسازی در حال کار در قسمتی از جاده ورزنه - یزد  ، نزدیک تالاب .&lt;/SUB&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آخرین فلامینگو  ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آخرین باری که تالاب رفتم  سال گذشته بود ، ماشین آلات راهسازی بعد از ورزنه همه جا بودند . هنوز فصل مهاجرت تمام نشده بود .  در کنار یک از برکه های باقیمانده از تالاب  صبحانه دلچسبی با سر بوته های ریخته روی زمین درست کردیم . یک گله 20 تایی فلامینگو در برکه مانندی همان نزدیکی بودند . ماشینی از روبرو می آمد ، 100 متر جلوتر از ما یکی از سر نشینان پیاده شد و تیری انداخت  ، بعد از کنارمان رد شدند  و دستی تکان دادند . جلوتر که رفتیم یک فلامینگو را زده بودند و لاشه اش آن سوی آب روی سطح آب شناور بود . طنز جالبی بود ، بدرقه خوبی بود از آخرین فلامینگو های باتلاق (تالاب ) گاوخونی . بر که گشتیم  ماشین آلات راه سازی هنوز کار میکردند . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Sep 2009 19:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=palangezakhmi&amp;postid=133</comments>
<dc:creator>palangezakhmi</dc:creator>
<guid>http://palangezakhmi.blogfa.com/post-133.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
