قله کلاه قاضی

کلاه قاضی زیر تیغ

در دوران کاروانها ، دور نمای قله کلاه قاضی ، نشانه خوش یمنی برای کاروانیان راهی اصفهان بوده است . قله ای که به سبب شباهت با کلاه قاضیان قدیم  به نام کلاه قاضی نامیده شده است . دیدن قله کلاه مانند ، برای کاروانیان همیشه پیام آور گنبدهای فیروزه ای و پایان سفر بوده است . گرچه سالهاست که قله کلاه قاضی در دود کلانشهر اصفهان گم شده است و از داخل اصفهان هم دیده نمی شود چه رسد به  خارج از اصفهان .

پارک ملی کلاه قاضی در همان دور اول تعیین مناطق حفاظت شده در ایران توسط سازمان شکاربانی و نظارت بر صید وقت به جرگه مناطق حفاظت شده پیوست . سال 1346 منطقه با مساحت حدود 50000 هکتار به حفاظت شده تبدیل شد . در سال 1354 پارک ملی کلاه قاضی شکل گرفت . در این سالها البته منطقه حفاظت شده شاهکوه  هم با وسعت 30000 هکتار در شرق منطقه کلاه قاضی شکل گرفت . اوایل حتی کوه صفه هم (امروز پارک کوهستانی صفه ) که کاملا به اصفهان چسبیده بود ، حفاظت شده بود که همان سالها به دلیل نزدیکی بیش از حد به اصفهان از منطقه حفاظت شده شاهکوه جدا شد . با این حال نگارنده خاطراتی از شکارچیان قدیمی شنیده است ،  که با دوچرخه از اصفهان  برای شکار کل و بز به کوه صفه میرفته اند ! البته حدود نیم قرن قبل . در هر حال منطقه کلاه قاضی و شاهکوه روی هم یک منطقه حدودا 80000 هکتاری را تشکیل میدادند که به مرور زمان به یکی از بهترین زیستگاه های کل و بز و بهترین زیستگاه پلنگ در استان اصفهان تبدیل شد . دره های تو در تو و منابع آبی و پوشش گیاهی مناسب یکی از بهترین زیستگاههای پلنگ و کل وبز را در میان مناطق خشک مرکزی ایران بوجود اورد ، بطوری که جمعیت کل و بز در پارک ملی کلاه قاضی در سال 56  ، بالغ بر 5000 راس و جمعیت پلنگ حدود 12 قلاده برآورد شد .

سال 1357 اتفاقات زیادی در کلاه قاضی افتاد . منطقه حفاظت شده شاهکوه که کاملا چسبیده به پارک ملی کلاه قاضی بود ، به دلیل توسعه صنعت و پادگانهای نظامی آزاد اعلام شد و منطقه کلاه قاضی از پارک ملی به پناهگاه حیات وحش تنزل پیدا کرد.  آزاد شدن منطقه شاهکوه یکی از مسائلی است که در سالهای اخیر بسیار کم به آن پرداخته شده است . آزاد اعلام شدن  شاهکوه ضربه فراوانی به کلاه قاضی زد و فضای حیاتی را از کلاه قاضی گرفت . با وجود عبور جاده شیراز از بین کلاه قاضی و شاهکوه ، حتی کل و بز که چندان میلی به مهاجرت ندارد هم از بین تنگه معروف لاشتر ، عبور میکردچه رسد به قوچ و میش که سرش برود دست از مهاجرت نمی کشد . با آزاد اعلام شدن شاهکوه به مرور زمان و توسعه شهر اصفهان  رشته کوه شاهکوه ، به طور کامل نابود شد. توسعه معدن ، پادگان نظامی  و شهرکهای مسکونی ارتباط شاهکوه با کلاه قاضی را کاملا قطع کرد و این زیستگاه با ارزش کاملا ارزشهای زیستی خود را از دست داد . با از دست رفتن شاهکوه تنها مسیر مهاجرت قوچ و میش نژاد اصفهان  در کلاه قاضی به شدت ناامن شد . ناسونوف که جامع ترین تحقیق در مورد قوچهای ایران را انجام داده است ، نظر داده که خالص ترین قوچ نژاد اصفهان در پارک ملی کلاه قاضی زیست  میکند و از خلوص بیشتری نسبت به قوچهای قمشلو و تنگ صیاد برخوردار است .

سال 1374 ، سال خوبی برای کلاه قاضی بود . در این سال کلاه قاضی دوباره از پناهگاه حیات وحش به پارک ملی ارتقا پیدا کرد . دره های تو در توی کلاه قاضی دوباره از دام اهلی خالی شد . کلاه قاضی با وجود پایین بودن میانگین بارندگی ( حدود  100 میلی متر )  ، پوشش گیاهی جالبی دارد. در تمام دره های رشته کوه اصلی  کلاه قاضی چاه ذغال وجود دارد . نشانه ای آشنا از حضور درختان پر تعداد بنه و انجیر در گذشته . با وجود خروج دام اهلی در سال 1374 از منطقه ، حضور دامداران و مبارزه با پلنگ بوسیله طعمه مسموم در منطقه به جمعیت پلنگ کلاه قاضی ضربه سنگینی وارد کرد . آن سالها بین سه منطقه استان اصفهان یعنی موته ، قمشلو و کلاه قاضی بیشترین گزارشات پلنگ مربوط به پارک ملی کلاه قاضی بود . در سالهای ابتدایی دهه هفتاد جمعیت پلنگ کلاه قاضی حدود 15 قلاده  تخمین زده میشد . جزیره ای شدن زیستگاه و محاصره پارک ملی کلاه قاضی توسط شهرک های مسکونی  وپادگان نظامی و شهرکهای صنعتی و گرفتن فضای حیاتی از پلنگ ،  همچنین شکار گاه و بیگاه پلنگ توسط شکارچیان غیر مجاز،  تعداد پلنگ را در پارک ملی کلاه قاضی به زیر 5 قلاده در ابتدای دهه هشتاد رساند .

در حال حاضر پارک ملی کلاه قاضی یکی از شاخص ترین زیستگاههای کل و بز در کشور است . تقریبا 1700 راس کل و بز در دره های تو در توی مساحت 50000 حدودا هکتاری کلاه قاضی زیست میکنند . این منطقه یکی از بهترین مناطق ایران برای دیدن ، عکاسی و تحقیق در مورد کل وبز ایران است .  پارک ملی کلاه قاضی از دو رشته کوه اصلی تشکیل شده است . رشته کوه کلاه قاضی و رشته کوه شیدان . عمده حیات وحش کوهستانی منطقه در رشته کوه کلاه قاضی که منابع آبی قابل توجهی دارد متمرکز شده است . رشته کوه اصلی کلاه قاضی و رشته کوه شیدان به موازات یکدیگر دشت مرکزی  پارک ملی کلاه قاضی را احاطه کرده اند و این مسئله یکی از بهترین زیستگاههای آهو را به دور از آسیب  موتور سواران ایجاد کرده است . بالغ بر 1500 راس آهو در پارک ملی کلاه قاضی زیست میکنند که با توجه به نابودی کامل آهو از تمام دشتهای غیر حفاظت شده ایران ، ارزش دو چندانی به کلاه قاضی بخشیده اند . مناطقی در ایران که پذیرای چنین جمعیتی از آهو باشند از تعداد انگشتان دو دست تجاوز نمی کنند .  حفاظت از آهو در دشت ،  نسبت به کل و بز های ساکن در کوههای صعب العبور کار بسیار سختی است  . نزدیکی  پارک ملی کلاه قاضی به شهر اصفهان  و حضور پر رنگ کل و بز و آهو در این منطقه با توجه به حضور متخلفین سودجو ، نشانه تلاش شبانه روزی  محیط بانان زحمت کش این منطقه است .

در ابتدای پارک ملی کلاه قاضی  معادن سنگ لاشتر وجود دارد که متاسفانه داخل محدوده کلاه قاضی قرار دارند و باعث شده اند این قسمته از پارک منفک و جزء پناهگاه حیات وحش کلاه قاضی باشند . این معادن متاسفانه سابقه بسیار قدیمی در منطقه دارند و از سالهای قبل در منطقه فعال بوده اند . به مرور زمان  کوههای کم ارتفاعی  که در مرکز پارک قرار داشتند به طور کامل توسط معدن تراشیده شده اند . به خاطر همین مسئله است که تعداد کمی قوچ و میش در پارک ملی کلاه قاضی زیست میکنند . زیرا زیستگاه چندانی در میان صخره های صعب العبور پارک ندارند و عمده کوههای قابل استفاده توسط قوچ و میش توسط معادن سنگ لاشتر از بین رفته اند .  تعداد قوچ و میش در پارک ملی کلاه قاضی به کمتر از  200 راس بالغ می شود .

در گذشته پارک ملی کلاه قاضی و دشتهای اطراف آن پذیرای گونه های بسیاری بودند که امروز به دلیل زیر کشت رفتن این دشتها که خارج از محدوده فعلی پارک اند ، تاسیس شهرک مسکونی بهارستان ، شهرک صنعتی مبارکه ، جدا شدن منطقه شاهکوه و ... از بین رفته  اند . بیژن دره شوری کارشناس نام آشنای محیط زیست در دهه 50 رسما یوز پلنگ آسیایی را از پارک ملی کلاه قاضی گزارش کرده است . در سالهای ابتدایی دهه 40 گورخر هم در دشتهای اطراف کلاه قاضی  گزارش شده است که البته در همان سالها از بین رفته است . آخرین گزارشهای غیر رسمی از حضور یوزپلنگ در پارک ملی کلاه قاضی به سال 1357 باز میگردد.

گرچه در شناسنامه پارک ملی کلاه قاضی معمولا نام گربه پالاس و کاراکال هم آورده می شود  ولی دست کم ده سالی است که گزارشی مستندی از این دو گربه سان ارزشمند در پارک ملی کلاه قاضی وجود ندارد .  

شهرک مسکونی بهارستان در مجاورت مرزهای شمالی منطقه در پای کوههای شیدان واقع شده است . شهرک  بهارستان در طول این سالها بزرگترین تجمع انسانی حاشیه پارک بوده است .  کل و بز که گونه شاخص منطقه است در رشته کوههای شیدان نسبت به رشته کوه کلاه قاضی از جمعیت به نسبت پایینتری برخوردار است  . عمده ترین دلیل کم بودن تراکم حیات وحش در رشته کوههای شیدان (که مجاور شهرک بهارستان قرار دارد ) نبود منابع آبی قابل اتکا مانند آنچه در رشته کوه کلاه قاضی  وجود دارد است . در مجموع تعداد به نسبت کمتری کل و بز و قوچ و میش در رشته کوه شیدان و همچنین اهو در دشتهای اطراف کوه شیدان زیست میکند .

کل و بز در پارک ملی کلاه قاضی 

مجموع عوامل بالا باعث شده است در طول سالها سازمان حفاظت از محیط زیست به این نتیجه برسد که رشته کوه شیدان تنها سدی است برای جلوگیری از نفوذ به قلب پارک ملی کلاه قاضی و دشتهای پر از آهو . بزرگترین تعارضات پارک ملی کلاه قاضی در منطقه کوههای شیدان اتفاق افتاده است . از بدو تاسیس پارک ملی کلاه قاضی در نوبت های متعدد قسمتهای مختلفی از دامنه های شیدان به بهانه های مختلف نظیر احداث شهرک مسکونی بهارستان ، شهرک صنعتی و معدن جدا شده است . شهرک بهارستان  در دشتهای مشرف به کوه شیدان ( امروزه این قسمت از رشته کوه شیدان خورده های بهارستان نامیده میشود که اتفاقا از زیستگاههای قوچ و میش اصفهان درست زیر گوش شهرک بهارستان است !) احداث شده است و بارها اقدام به جدا کردن اراضی پارک از پارک ملی و ضمیمه کردن آن به محدوده  شهرک مسکونی بهارستان کرده است .  در سالهای خشکسالی کل و بز از کوههای شیدان حتی تا داخل پارک جنگلی دست کاشت بهارستان هم  هم به دنبال آب و علوفه رفته است و شکارچیان غیر مجاز بارها توسط محیط بانان در منطقه شیدان و جاده های منتهی به آن در اطراف شهرک بهارستان با لاشه شکار توسط محیط بانان دستگیر شده اند . در حالی وزارت مسکن و شهر سازی ، بی ارزش بودن  زیستگاه را توجیهی برای جدا کردن اراضی 870 هکتاری که در دشتهای منتهی به رشته کوه شیدان واقع شده است  ، عنوان میکنند ، رشته کوههای شیدان به عنوان زیستگاه پشتوانه ای برای کل و بز و قوچ و میش و پلنگ کلاه قاضی نقش غیر قابل انکاری دارد .

در صورتی که از ارزشهای زیستی منطقه شیدان و دشتهای منتهی به ان چشم پوشی شود و صرفا به عنوان یک سد جغرافیایی  به کوههای شیدان نگاه کرد ، اتفاقی که هم اکنون برای شاهکوه افتاده است دوباره برای رشته کوه شیدان در آینده اتفاق خواهد افتاد و با حذف رشته کوه شیدان ، این کوه صرفا یک دیوار خالی از حیات برای پارک ملی کلاه قاضی  خواهد بود که صرفا جلوی موتور سواران شکارچی آهو را خواهد گرفت . در مورد رشته کوه شاهکوه اتفاقی که  افتاده تخریب خود کوه ( به جز قسمتهای شمالی که معدن سرب واقع شده است ) نبوده است ، بلکه  ساخت و ساز و کشت و کار گسترده در دامنه شاهکوه چنان ناامنی و دست اندازی به زیستگاه را پدید آورد که خود کوه  شاهکوه را کاملا از حیات خالی کرد در حالی که رشته کوه تقریبا دست نخورده باقیمانده است ، اما هر تکه از دامنه هایش در دست یک ارگان است . در مورد رشته کوه شیدان در صورتی که با توجه به حضور معدن ، شهرک صنعتی و شهرک مسکونی بهارستان ، ساخت و ساز در محدوده ان به همین منوال ادامه یابد ، دشتهای مشرف به شرق رشته کوه شیدان جمعیت آهوی خود را صد در صد از دست خواهند داد ( هر چند تعداد آهو در این دشتها بسیار اندک است ) و خود رشته کوه شیدان به مرگ تدریجی دچار خواهد شد و راه برای دست اندازی بیشتر به پارک ملی کلاه قاضی باز خواهد شد ، بنابراین دست اندازی به دشتهای مشرف به رشته کوه شیدان در شمال پارک ، خود رشته کوه را مستقیما تحت تاثیر قرار خواهد داد. در حال حاضر رشته کوه شیدان علی رغم اینکه جمعیت کمتری از کل و بز نسبت به رشته کوه اصلی کلاه قاضی را در خود جای داده ، فضای حیاتی برای قوچ و میش و و کل و بز و بویژه احتمالا پلنگ که در حال حاضر ارزشمند ترین گونه پارک است  ، را پدید آورده است  . در حالی که نگاه صرفا سد مانند به رشته کوه شیدان در سالهای گذشته باعث شده این منطقه تبدیل به منطقه ای بی ارزش برای سازمان محیط زیست شود و تنها محیط بانی این رشته کوه (محیط بانی قارنه ) تنها یک ساختمان مخروبه نیمه کاره است .

کسانی که  بی ارزشی زیستگاه ، در مورد محدوده  870 هکتاری  مورد بحث برای واگذاری به شهرک بهارستان را از دلایل این واگذاری عنوان میکنند  ، بایستی به تجربه حذف رشته کوه شاهکوه از زیستگاههای مرتبط با کلاه قاضی نیم نگاهی بیندازند .آنروزهایی که رشته کوه شاهکوه از حفاظت شده به آزاد تبدیل شد ، شاهکوه در مقایسه با رشته کوه اصلی کلاه قاضی چندان تراکم حیات وحش نداشت و اصطلاحا بی ارزش به حساب می آمد ، اما گذر زمان و بسته شدن راه مهاجرت قوچ و میش و گرفتن زیستگاه پشتوانه ای از پلنگ و کاهش جمعیت این دو گونه ، حذف احتمالی کاراکال و گربه پالاس  نشان داد که ملاک ارزش گذاری بدون توجه به ارزشهای پنهان زیستگاههای پشتوانه ای اشتباه بزرگی است . نابودی منطقه شیدان با حذف زیستگاه پشتوانه ای برای کل و بز و بویژه قوچ و میش و احتمالا پلنگ تاثیر خود را در سالهای آینده بر روی جمعیت حیات وحش رشته کوه اصلی کلاه قاضی خواهد گذاشت . بزرگترین مشکلی که در حال حاضر پارک ملی کلاه قاضی را تهدید میکند ، نه خشکسالی و نه شکار غیر مجاز ، بلکه روند شدید جزیره ای شدن پارک ملی کلاه قاضی است . شاید یکی از اصلی ترین دلایل حذف یوز پلنگ از پارک ملی کلاه قاضی در دهه 60 ، زیر کشت رفتن دشت جرقویه و نابود شدن زیستگاههای حیاتی یوز که در خارج از محدوده پارک قرار داشتند باشد ، حال چگونه ما میخواهیم یه بهانه کم ارزش بودن منطقه ای در داخل پارک آن را حذف کنیم ؟ ساختمان سازی در این منطقه به طور قطع باعث ناامن شدن رشته کوههای شیدان و تقلیل هر چه بیشتر قلمرو گربه سانان پارک بویژه پلنگ خواهد شد ،  ضمن اینکه فضای حیاتی را از گونه هایی که میل به مهاجرت دارند بویژه قوچ و میش  و حتی آهو و حتی گونه هایی که صرفا ممکن در زمان جفت گیری رو به قلمروهای جدید بیاورند مانند کل و بز خواهد گرفت و امنیت منطقه را به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد .  

واگذاری 870 هکتار از اراضی پارک ملی کلاه قاضی مسلما راه را برای عبور بی سر و صدای جاده کنار گذر شرق از پارک ملی کلاه قاضی بازخواهد کرد . این پروژه که همزمان با کنار گذر غرب که از پناهگاه حیات وحش قمشلو  عبور کرد قرار بود از قسمتهایی از رشته کوه شیدان و تنگه لاشتر عبور کند ، مدتهاست که  به دلیل عدم تامین بودجه راکد مانده است ولی مسلما بزودی به دروازه های پارک ملی کلاه قاضی خواهد رسید . اگر امروز 870 هکتار از اراضی پارک ملی به آپارتمان سازی  اختصاص یابد مسلما راه برای عبور جاده و فردا شهرک های صنعتی اقماری و امثالهم باز خواهد شد .

کلاه قاضی در بین مناطق حفاظت شده استان اصفهان تنها منطقه ای است که حضور پلنگ در ان رسما و بوسیله عکس ثبت شده ، یکی از بهترین تراکم های کل وبز ایران را دارد و از نظر زیستگاه اهو کاملا قابل توجه است . نزدیکی به اصفهان منطقه کلاه قاضی را تبدیل به یگانه جلوه بصری بکر و دست نخورده در نزدیکی اصفهان کرده است که همیشه پذیرای بسیاری از دوستداران حیات وحش و کوهنوردی است . همه عوامل دست به دست هم داده اند تا دلایلی را که برای واگذاری اراضی  به شهرک بهارستان برای آپارتمان سازی عنوان می شود را زیر سوال ببرند . متاسفانه وزارت مسکن و شهر سازی بدون توجه به عوامل آشکار ارزشهای پارک ملی کلاه قاضی و بدون توجه به تاثیر بلند مدت این اقدام بر روی جمعیت حیات وحش کلاه قاضی تصمیم به جدایی 870 هکتار از اراضی پارک گرفته است . حالا که با اعتراض اداره محیط زیست اصفهان ، امکان بازگردانیدن بیش از 600 هکتار از این 870 به پارک ملی کلاه قاضی دوباره سر زبانها افتاده است ، توپ در زمین وزارت مسکن و شهرسازی است . گرچه ریاست سازمان محیط زیست هنوزاعتقاد بر بی ارزشی این محدوده را ظاهرا قبول دارد ، ولی چنانچه  ارزشهای پشتوانه ای و تهدید رشته کوه شیدان توسط ساخت و ساز در دشتهای منتهی به آن در نظر گرفته شوند ، اتفاقا این زیستگاه ارزش بالایی را داراست .

هر بار که به سمت پارک ملی کلاه قاضی میروم در راه به موازات رشته کوه شاهکوه (منطقه حفاظت شده شاهکوه سابق ) عبور میکنم . همیشه با خودم فکر میکنم چرا موقعی که این زیستگاه نابود شد کسی جلوی نابودی اش را نگرفت . امروز شهر چنان توسعه پیدا کرده که فکر حفاظت از رشته کوه شاهکوه  بیشتر به افسانه شبیه است . روزی از کنار رشته کوه شیدان رد خواهند شد و شهر بهارستان  چنان توسعه یافته است که کسانی از کنارش عبور میکنند میپرسند چرا کسی جلوی تخریب را نگرفت ؟

محمد بهشتی زواره

پ.ن : این مطلب در روزنامه اعتماد شماره ۲۲۹۷ به تاریخ ۷ آبان ۱۳۹۰ هم چاپ شده است .(اینجا)

پ.ن ۲ : تصویر از سایت کویرهای ایران و تصویر کل وبز کلاه قاضی از بنده.

+ نوشته شده توسط محمد بهشتی زواره در جمعه چهارم آذر 1390 و ساعت 12:42 |