دریاچه آرال
یکی از بزرگترین مشکلات محیط زیستی سالهای اخیر که همیشه وضعیت دریاچه ارومیه خودمان را ، با آن مقایسه میکنند و آینده ای مانند آن برای دریاچه ارومیه متصور میشوند ، خشک شدن دریاچه آرال در آسیای مرکزی است .
دریاچه آرال نشان دهنده سیاستگذاری اشتباه مسئولان شوروی سابق برای تولید انبوه پنبه است . مسئولان شوروی برای تولید انبوه پنبه اقدام به احداث کانالهای پر تعداد و هدایت آب دریاچه به مزارع پنبه شدند. همین مسئله موجب خشک شدن دریاچه و به وجود آمدن یکی از فجایع زیست محیطی قرن گذشته شد . آن اشتباه نتیجه تشخیص اشتباه مزیت نسبی تولید پنبه بود . در حالی که این منطقه پتانسیل تولید پنبه را نداشت اصرار مسئولان شوروی بر تولید پنبه باعث خشک شدن آرال شد .
اما یکی از بامزه ترین اتفاقاتی که فقط در اقتصاد های کمونیستی به وقوع میپیوندد در حاشیه دریاچه آرال به وقوع پیوست . در حاشیه دریاچه کارخانجات تولید کنسرو ماهی وجود داشت که وابسته به ذخایر ماهی آرال بودند . با کم شدن تدریجی آب دریاچه آرال این کارخانه ها با مشکل مواد اولیه ( ماهی ) روبرو شدند . دولت کمونیستی برای جلوگیری از بیکار شدن مردم شاغل در کارخانجات کنسرو سازی ، ماهی را پس از صید در دریای سیاه با قطار به این کارخانجات انتفال میداد تا تبدیل به کنسرو شوند ! در حالی که قاعدتا بدون پرداخت چنین هزینه گزافی برای حمل و نقل میتوانستند همان کنسرو را در دریای سیاه تولید کنند .
ما هم سالهاست که همین کار را در کشورمان انجام میدهیم . در فرضا لردگان پتروشیمی میسازیم ، محیط زیست را آلوده میکنیم ، گاز را از بندر امام با هزینه گزاف میرسانیم به لردگان ، بعد محصول تولید شده را با هزینه گزاف دوباره برای صادرات به بندر امام حمل میکنیم ! خوب مزیت نسبی لردگان با توجه به بعد مسافت با میادین گازی مسلما پتروشیمی نیست . اما تولید آب معدنی هست ( زاگرس ۴۰ درصد آب شیرین ایران را تامین می کند ) ، توریسم هست ، گیاهان دارویی هست و ... . اما دولت به بهانه اشتغال این کارخانجات را تاسیس میکند و بعد هم میخواهد با قیمت تمام شده غیر رقابتی در بازارهای جهانی مشتری پیدا کند .
در مورد انتقال آب رودخانه های منتهی به دریاچه ارومیه به مزارع کشاورزی هم همین بحث مطرح است . چه اصراری داریم که در تمام محصولات کشاورزی خودکفا شویم ؟ آیا تولید کشاورزی با روش آبیاری غرقابی برای کشوری که بارندگی اش زیر میانگین جهانی است و روی نوار بیابانی جهان قرار دارد واقعا یک فرصت است یا یک تهدید ؟
چند وقت پیش فرصتی شد تا سری به معدن سرب نخلک شهر انارک (نایین ) بزنم . معدن نخلک در حقیقت یک موزه است . معدن بسیار زیبایی است در دل کویر که سابقه بهره برداری آن از دو هزار سال هم رد شده است . موقعی که از معدن بازدید کردیم ، کارگران معدن گفتند که چند سالی است ، معدن فقط یک سوم خرج خودش را در می آورد و " به خاطر این که مردم بیکار نشوند دولت دو سوم بقیه را میدهد " ! واقعا تاسف خوردم که بودجه کشور با اصرار بیجا روی مزیتی که دیگر مزیت نیست این گونه صرف میشود . چند روز پیش با دوستی که فارغ التحصیل معدن بود حرف میزدیم ایشان هم خاطرات دوران جوانی شان را در نخلک مرور میکردند تا رسیدن به اینجا که " سال ۱۳۶۴ هم که ما در معدن بودیم ، معدن ضرر ده بود !" تو خود از این مجمل حدیث مفصل بخوان .
پ.ن : تصویر از ویکی پدیا (اینجا ).

%5B100%5D.jpg)
.jpg)