تبليغاتX
پلنگ زخمی

موقعی کتاب خاطرات اسدالله علم با عنوان " یادداشت های علم " را میخواندم . شخصا جدای  همه اتهاماتی که به اسدالله علم زده میشود ، احترام زیادی برای مستند کردن قسمتهای زیادی از تاریخ ایران برایش قائلم .

یکی از جالبترین قسمتهی خاطرات اسدالله علم داستان تقاضای شکار هوبره از طرف سران سعودی و ژاسخ شاه به آنهاست که انصافا خواندنی است . عینا نقل میکنم ( هر روز خاطرات علم تقریبا یکی دو صفحه میشود ، من فقط قسمتهای مربوط به هوبره را می آورم ) :

چهارشنبه ۱۶/۸/۵۲

صبح شرفیاب شدم ...جواب نامه وزیر دفاع آمریکا را خوب تهیه کرده بودیم ، احتیاج به تصحیح نشد . توشیح فرمودند . عرض کردم . سفیر عربستان سعودی استدعا دارد ولیعهد آنجا برای شکار هوبره بیاید . فرمودند ، ولیعهد را دعوت کنید ، احترام هم بکنید ، ولی شکار هوبره باید تحت ضابطه قوانین شکار ما بشود . آن قتل عام سابق را دیگر اجازه نمیدهیم ...

چهارشنبه ۳۰/۸/۵۲

...

عرض کردم دیروز سفیر عربستان سعودی برای شکار ولیعهد سعودی که من گفته بودم میتواند بیاید و از امتیاز والاحضرت های ایران برخوردار باشد . خیلی عجز و لابه داشت که حالا که تو میگویی نمیتواند هوبره شکار کند ، آبروی من می رود و دچار محظور شدید شده ام . به او گفتم این امتیاز را خود والاحضرت های ایران هم ندارند . ما شکار هوبره را برای سه سال قدغن کرده ایم و اجازه نمی دهیم . گفت آخر من گفته ام . ( به شاهنشاه عرض کردم ) حالا اجازه بدهید چند عددی فقط با باز شکار کند که ابروی غلام هم کم و بیش میرود ، چند روز  اولی که به او گفتم خودم هم نمی دانستم به کلی غدقن است . فرمودند . می خواستی بدانی ، حالا بگو من اشتباه کردم . باری دیگر راهی نمانده است ...

...

دوشنبه ۱۲/۹/۵۲

...

عرض کردم ، باز سفیر عربستان سعودی پیش من آمده و اصرار دارد که به ولیعهد سعودی اجازه شکار هوبره بفرمایید ، با آن که رسما نوشتم نمی شود . فرمودند ، دیگر اعتنا نکن .

...

یکشنبه ۱۸/۹/۵۲

...

تلگراف مجددی از خود پرنس فهد عربستان سعودی رسیده بود که باز استدعای شکار هوبره کرده بود . فرمودند با امضای من جواب بنویس که بابا جان این قانون است و قانون برای خود من هم غیر قابل تخلف است . چطور من می توانم بگویم مرغی که قانونا شکار آن قدغن است . شما شکار بکنید ؟

....

این مال سی سال قبل بود . سی سال بعد ، پس از انقلاب در سال ۸۱ ، هیات وزیران مصوبه شکار سران خارجی را به این شرح تصویب کرد :

طبق ماده يك آيين نامه اجرايي شكار ويژه مصوبه هيات وزيران كه  بر اساس اصل يكصدو سي و هشتم قانون اساسي تصويب شده: «اجراي برنامه هاي شكار توسط مقامات عالي رتبه كشورهاي خارجي در ايران از شمول ضوابط و دستورالعمل هاي عمومي شكار مستثني بوده و تابع مقررات اين آيين‌نامه است. كليه دستگاه‌هاي دولتي و مراجع ذيربط موظف به رعايت اين مقررات هستند.»

در تبصره هم آمده:« در صورت ابهام در تشخيص مقامات و شخصيت‌هاي موضوع اين ماده، نظر وزارت امور خارجه مناط اعتبار است


طبق اين آيين‌نامه درخواستهاي شكار مقامات خارجي بايد از طريق وزارت امورخارجه مورد بررسي قرار گرفته سپس به سازمان حفاظت محيط زيست ارجاع شود تا اين سازمان با در نظر گرفتن سهميه شكار، و عدم مواجهه بافصل ممنوعيت پروانه شكار ويژه را صادر كند.

در این مصوبه اختیار کاملا از سازمان محیط زیست سلب شده و به وزارت امور خارجه محول شده است .  از همان ابتدای مصوب شدن این قانون کاملا مشخص بود که مصوبه برای بهبود روابط با شیوخ عرب تصویب شده و نوک تیز پیکانش متوجه هوبره است . این مصوبه در زمان  ریاست معصومه ابتکار بر سازمان محیط زیست تصویب شد . 

واقعا دردناک است که به وضعی برسیم که آرزوی وضع سی سال قبل را بکنیم .

پ.ن : تصویر از ویکی پدیا.


 

+ نوشته شده توسط پلنگ زخمی در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 و ساعت 12:22 |
سر در وزارت امور خارجه

داستان نا ارامی های اخیر استان سین کیانگ چین و برخورد منفعلانه وزارت امور خارجه ایران با آن ، در مقابل برخورد شدید با کشته شدن یک زن مصری در آلمان مرا یاد قسمتی از خاطرات هاشمی رفسنجانی انداخت عینا نقل قول میکنم :

شنبه ۱۰ آذر ۱۳۶۳ :

"آقای ولایتی ، تلفنی با پخش سریال مربوط به اشغال مجارستان توسط شوروی مخالفت کرد ، به خاطر مصالح مقطعی که به خاطر شرایط جهانی داریم و قرار شد (پخش سریال ) لغو شود و به وقت مناسب موکول گردد."

این در شرایطی بود که شوروی تسلیحات مورد نیاز عراق را کاملا تامین میکرد و موشکهای عراقی که از شوروی خریداری شده بود شهرهای ما را شخم میزد ! ما حتی حاضر نبودیم یک سریال مخالف شوروی پخش کنیم که مبادا به شوروی بر بخورد ! الان ۲۵ سال گذشته و دستگاه دیپلماسی کشور به جای آنکه به فکر مسلمانان سین کیانگ باشد به فکر رولبط حسنه با چین است . چینی که به قطعنامه های شوارای امنیت علیه ایران رای منفی نمیدهد !

این معنای دقیق سیاست نه شرقی نه غربی است . الغریق یتشبث بکل حشیش  ( کسی که غرق میشود ، به هر وسیله ای متوسل میشود  ) . وقتی با هیچ کشور دنیا رابطه مستحکمی نداریم مجبوریم از هر راهی برای نیمچه نگاه ابرقدرت ها استفاه کنیم .

+ نوشته شده توسط پلنگ زخمی در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 و ساعت 19:30 |

کتاب قصه های خوب برای بچه های خوب را ، قشنگ یادم است . بچه که بودیم بابا به من و خواهرم میگفت کتاب ها را بخوانیم و خلاصه اش را برایش بنویسیم . تجربه بی نظیری بود . جالب اینکه تنها داستانی که به طور کامل در ذهنم حک شده ، داستان " خیاط هم در کوزه افتاد " است !

  یادم هست آذر یزدی که چنان جذاب و دلکش ادبیات ایران را در کتابهای " قصه های خوب برای بچه های خوب " خلاصه میکرد که آدم از خواندنش سیر نمیشد . هنوز هم همه کتابهای قصه های خوب را داریم .

مهدی آذر یزدی طبق معمول در ناتوانی و تنگدستی درگذشت ، مثل چندین و چند بزرگ ادبیات ایران . نشانه بی توجهی به اهل کتاب در این سرزمین .

شماره شنبه ۲۰ تیر روزنامه اعتماد ملی مقاله ای به قلم محمد هادی محمدی داشت (اینجا ) . در پایان نوشته بود "  مي‌توانست اما به گونه اي ديگر باشد،‌اگر داراي روح منفعل ايراني بود. روحي كه بر اين سرزمين حاكم است و بيشترين مردم از آن بهره مند هستند و احتمالا از داشتن چنين روحي نيز خشنودند. اما او بازتاب دهنده روح بيشترين ايراني‌ها نيست. او به يك جريان اندك از مردمي وابسته است كه فراتر از روح زمانه و روح جامعه خود مي‌روند."

روحش شاد .

پ.ن : تصویر از اینجا.

+ نوشته شده توسط پلنگ زخمی در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 و ساعت 0:11 |
اوایل نا آرامی های اخیر ( بعد از انتخابات )  ، یکی از نکات  قابل توجه در صدا و سیما ، توجه بی شائبه به قشر کاسب و لزوم برخورد با اعتراضات ، به خاطر آسیب به کسب و کار مردم بود . از جمله سردار رادان در یک مصاحبه تلویزیونی گفت ۱۰ هزار مورد تقاضا از مردم به خاطر از رونق افتادن کسبشان به ۱۱۰ گزارش شده است .

نکته جالبی اینجاست . ما در کشوری زندگی میکنیم که در ابتدای هر سال دولت دست کم ۲۰ روز تعطیل است . چرا کسی به فکر آسیبی که در این ۲۰ روز به اقتصاد کشور وارد میشود نیست و در این مورد به ۱۱۰ زنگ نمیزند ؟ چرا کسی برای راهپیمایی برای مردم غزه ، ۲۲ بهمن ، روز قدس و ...  کاسبی اش به خطر نمی افتد ؟ ۳۰ روز رکود کامل تمام بازارها در ماه رمضان ( که به نظر من در اثر اشتباه دولت است نه بخاطر ماه مبارک رمضان ) ، کسی را به فکر تهیه گزارش رکود کاسبی مردم نمی اندازد ؟  این همه بین  تعطیلی ، این همه عزاداری های مختلف تا به حال صدا و سیما را به این فکر نینداخته بود که کسب و کار مردم در خطر است ، آن هم در مملکتی که بالای ۲۰ روز تعطیل رسمی دارد .

چند روز اعتراض واقعا بهانه برخورد با مردم به خاطر رکود کاسبی را فراهم میکند ؟ بهانه های بهتری هم باید باشد !

+ نوشته شده توسط پلنگ زخمی در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 و ساعت 0:10 |