تبليغاتX
پلنگ زخمی
 
 

منافقین همیشه برایم موجودات عجیبی بودند که دقیقا مشخص نیست دنبال چه چیزی هستند . مردان و زنانی که به منافقین میپیوندند همیشه برایم جالب بوده که بدانم هدفشان چیست ؟ واقعا هیچ راه بهتری برای نابود کردن زندگی شان پیدا نکردند ؟! گه گداری که اخباری از اعضای جدا شده یا خبرگزاری ها در مورد عقاید عجیب و غریبشان میشنوم واقعا تعجب میکنم . جالب است که این گروه نه در میان مخالفان حکومت در ایران نه در خارج کوچکترین محبوبیتی ندارند و هیچ گروه سیاسی در طرد انان کوچکترین تردیدی به خود راه نمیدهد .

اخباری مانند خودسوزی ، عدم اجازه مطالعه کتابهای غیر حزبی ، ازدواجهای اجباری واقعا عمق افکار پوسیده این گروه را نشان میدهد. طنز قضیه این جاست که ایران به علت دیپلماسی خارجی ضعیف نتوانسته اروپا و آمریکا را با جنایات این گروه آشنا کند و هنوز هم این گروه جایگاه محکمی در بسیاری از کشورهای غربی دارد . البته حساب آمریکا جداست . این بوش بنده خدا بیش از این هم ازش انتظاری نمیرود . جالبترین کلاه برداری که از منافقین دیدم این بود که تصاویر کودکانی که در اثر بمباران عراق معلول شده بودند را به عنوان کودکانی که در ایران شکنجه شده اند به مردم اروپا برای دریافت کمک مالی ارائه میکردند ! در حال حاضر هم ظاهرا مطمئن ترین منبع اطلاعاتی غرب برای جریان هسته ای هم متاسفانه همین گروه هستند.

پ.ن : کتاب " مجاهدین خلق در آینه تاریخ " نوشته علی اکبر راستگو از اعضای سابق مجاهدین خلق از انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، (تلفن ۲۲۲۱۱۱۹۴-۰۲۱) چاپ ۱۳۸۴ ، یکی از منابع جالب در مورد مجاهدین خلق یا همان منافقین است.

پ.ن ۲ : احتمال حذف منافقین از فهرست تروریستی وزارت کشور انگلیس ( اینجا ) .                           

            ادعای جدید منافقین در خصوص برنامه هسته ای ایران و گزارش آن به آژانس (اینجا)

  نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 0:0  توسط پلنگ زخمی  | 

چیزهایی که از جنگ یادم می آید ، کاملا درهم و برهم است . واضح ترین تصویر مال زمانی است که به دیدن یک خانه بمباران شده رفتم که وقتی ما رسیدیم سر خانه ، صاحبخانه داشت شیشه های شیر را از زیر آوار بیرون میکشید !

افرادی که جنگ رفته بودند را بعدا خیلی کم دیدم . یکبار با آزاده ای حرف زدم که زبان ایتالیایی را از همبندانش زمان اسارت یاد گرفته بود . بعدا داستانهای زیادی سر هم شد . از گسیل بچه های کم سن و سال به جنگ تا داستان فاو . واقعا باعث تاسف است که رهبر ما کودک ۱۲ ساله ای است که نمیفهمد نباید با نارنجک برود زیر تانک ! لطیفه ای که در این مورد ساخته شد ( جعبه سیاه حسین فهمیده کشف شد که در آن حسین صدا میزده : حاجی هل نده ! ) اتفاقا به نظر من واقعیت کامل را بیان میکرد . این هل دادن مغزی بوده نه عادی . من نمیفهمم مگر نمیشود نارنجک را پرت کرد که کسی باید با خودش ببرد زیر تانک ! عمق فاجعه همین جاست که ارتش مکانیزه عراق و پشتیبانی تمام کشورهای عربی فقط به خاطر سیل نیروهای مردمی که با پاک ترین نیت وارد جنگ شده بودند متوقف شد . اما نمیشد سفارت آمریکا را اشغال نکرد تا از عراق دفاع نکند ؟ نمیشد تمام کشورهای عربی را به بهانه صدور انقلاب بر علیه ایران نشوراند ؟  نمیشد تمام ارتش را به بهانه طاغوتی بودن تصفیه نکرد ؟ نمیشد به تمام دنیا بد وبیراه نگفت تا بر علیه ما نباشد ؟! هنوز هم با وجود این همه افتضاحی که رژیم صدام به بار آورده ایران نتوانسته از حق خودش دفاع کند.  البته آمریکا خودش آمد و پدر جد  عراق را درآورد به نیابت از مردم ایران . دستش درد نکنه به شرطی که این بلا رو سر خودمون در نیاره !

تصویر از اینجا.

  نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 22:1  توسط پلنگ زخمی  | 

استفاده از تلفن همراه بلوتوث دار در عربستان حرام اعلام شد .( اینجا )

این اخباری که در مورد عربستان منتشر میشود ، جالبه که کک کسی را هم نمیگزد . اینکه زنان عربستان حق رای و رانندگی ندارند و درصد بالایی از آنان بیسوادند برای کسی پشیزی ارزش ندارد . بوش در سخنرانی اش ایران و بلاروس و سوریه و کره شمالی را به نقض حقوق بشر متهم میکند . نه اتحادیه اروپا نه سازمان ملل نه اکثر ( نه همه ) سازمانهای طرفدار حقوق بشر به  دیکتاتوری حاکم بر عربستان و سرکوب مخالفان ( اگر مخالفی باقی مانده باشد ! ) اهمیتی نمیدهد . چرا ؟ چون عربستان مثل ایران جهان را تهدید به قطع نفت نمیکند و با بذل و بخشش نفتش را در اختیار غرب میگذارد . مسئله اینجا حقوق بشر نیست نفت است .

تصویر از اینجا .

  نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 14:29  توسط پلنگ زخمی  | 
دچار توهمی شدم که این اولین ماه مهری است که من نمیرم سر درس و مدرسه یا نه . البته قبلا وقتی علی کنکوری بودم هم یکسالی از کارت زدن ساعت ۸ صبح اول مهر معاف بودم . ولی خوب الان دیگه تقریبا دوران رویایی درس و دانشگاه به پایان رسیده .

البته دوستانی که بنده را از نزدیک زیارت کردند ( زیارت قبول ) ، میدانند که بنده حقیر سراپا تقصیر ، علاقه شدیدی به علم و دانش دارم و به همین خاطر امکان نداره واحدی رو دفعه اول پاس کنم و حتما باید ۱۰ بار اون رو بگیرم و هر بار که مسئول گروه فایل من رو باز میکنه ، باید با دهن باز و چشمان مات به من نگاه کنه . 

به هر جال یهو احساس کردم بد جوری دلم گرفته . شور و حال اول مهر رو میبینم احساس میکنم یه چیزی کم دارم ( این احساس البته همیشه با من بوده سر امتحان هم همیشه همین احساس رو داشتم ، که اون موقع چیزی که کم بود نمیدونم چی بود ، هنوز هم نفهمیدم ، ولی بالاخره باعث میشد من با نمره افتخار آمیز ۲۵ در مقیاس صدم از جلسه بیرون بیام . )

به هر حال امیدوارم با دعای خیر بقیه من هم در مقاطع بالاتر ( حالا من زیاد تو اونش نیستم که بالاتر از چی ، حالا هر چی شد ، دکترای تنوع زیستی ، فوق دیپلم پلنگ شناسی  چیزی هر چی باشه من قبول میکنم . ) دوباره اول مهر مداد تراش رو میزی ام رو بذارم کنار ماشین حساب مهندسی و عازم عرصه جهاد علم و دانش بشم .

پ.ن : روز اول مهر رو به تمام دانش آموزان و دانشجویان تبریک میگم !

  نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 22:16  توسط پلنگ زخمی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM