تبليغاتX
پلنگ زخمی
 
 
چند شب پیش رادیوی فارسی بی بی سی ، برنامه ای داشت در مورد تقاضای برخی زنان ایرانی برای تعویض لغات مردسالارانه فرهنگ ایرانی . مجری برنامه سری هم به ادبیات زد و بیت زیر را هم خواند :

مزن زن را ولی چون بر ستیزد                                     چنانش زن که هرگز برنخیزد !

اسم شاعر شیرین سخنی که این بیت را در راستای عواطف بشریش سروده یادم نماند ، ولی واقعا شعر جالبی بود . بعضی مواقع توی برخی متنهای ادبی یا مذهبی ( مثلا قوانین عجیب و غریب رساله ها ) به جملاتی برمیخوریم که بیشتر به زن به عنوان غول چراغ جادو نگاه شده است . بیشتر تمام نگرانیها شامل ترسی بوده که مبادا این غول آزاد شود .

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 11:48  توسط پلنگ زخمی  | 

یکی از باحالترین کاریکاتورهای نیک آهنگ کوثر . واقعا که خیلی صفا کردم ...

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 21:1  توسط پلنگ زخمی  | 

توضیح ضروری : این کتاب در سال ۸۱ چاپ شده و شاید اکثر دوستانی که در زمینه محیط زیست فعالیت میکنند ، این کتاب را دیدند. این که اینجا می آورم ، فقط دلیلش این است که کتاب در اصفهان چاپ شده و کتابهایی که خارج از پایتخت چاپ میشوند ، معمولا چندان توزیع دلچسبی ندارند . گفتم شاید فردی ندیده باشد.

کلا به کار بردن نمایه ها در تمام دنیا کمک زیادی به شناسایی حیات وحش می کند و در ایران با توجه به تراکم پایین به خصوص در مورد گونه هایی مثل گربه سانان این کمک دو چندان میشود. کتاب نمایه ها و کاربرد آنها در شناسایی پستانداران توسط آقای صادق خالق زاده بیگ نوشته شده و مسائلی مانند روشهای رد گیری ، شناسایی رد ، شناسایی سرگین ، قالب گیری از رد پا ، شناسایی جنسیت از روی رد پا را شرح میدهد.

به خصوص در مورد شناسایی رد سگ سانان از گربه سانان و بالعکس مطالب مفیدی دارد و به عنوان یک کتاب پایه در مورد کار صحرایی میتواند مورد استفاده قرار بگیرد . البته کتاب سعی نداشته وارد مباحث تخصصی تر بشود . ولی در هر حال من نمونه دیگری از این دست را در میان کتابهای زیست محیطی ندیدم .  در انتهای کتاب هم تصاویری از لانه برخی گونه ها و همچنین مراحل رد گیریو سرگین برخی گونه ها آمده است. کتاب ۷۴ صفحه است و  در ۲۰۰۰ جلد منتشر شده است.  

نام کتاب : نمایه ها و کاربرد آنها در شناسایی پستانداران .                                                   نویسنده : صادق خالق زاده بیگ                                                                                        ناشر : انتشارات جهاد دانشگاهی اصفهان                                                                             چاپ اول : زمستان ۸۱ ( از چاپ های بعدی بی اطلاعم ).                                                             مرکز پخش تهران ، کتابیران ۹۴۹۴۱۷۴  شرکت تعاونی ناشران اصفهان : ۲۲۱۴۳۵۳ 

برای جناب خالق زاده هم آرزوی موفقیت میکنم .

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 18:10  توسط پلنگ زخمی  | 
همانطور که شریعتمداری (مدیر مسئول کیهان ) یکی از موجودات دوست داشتنی عالم است ، گاف هایی هم که میدهد واقعا لذت بخش است.  این دوست فرهیخته در سر مقاله ای اعلام کرده اند که بحرین جزیی از ایران است و اکثر مردم بحرین علاقه مند به پیوستن مجدد به ایران هستند.

این مسئله که بحرین جزیی از ایران است را بگذاریم کنار .  این که وسط پرونده هسته ای و شورای امنیت و عراق و ... شریعتمداری موقعی بهتر از این برای بیاناتش پیدا نمیکرد را هم بگذاریم کنار . جالبترین مسئله علاقه مندی مردم بحرین برای پیوستن به ایران است.  یکسری انسان خدا دوست در بحرین خوشی زده زیر دلشان و میخواهند بپیوندند به مملکت گل و بلبل ما . من مانده ام این نظر سنجی را شریعتمداری کجای بحرین انجام داده ؟! تیمارستان ؟

جالبناک تر این است که این برادر مکتبی گفته اند این نظر شخصی ایشان بوده است . جالبه که تنها فردی که در کره ارض این نظر را دارد ، فقط و فقط شخص شخیص خودشان هستند و بقیه مردم از جمله دولتمردان بحرینی ایشان را نماینده "رهبر " در موسسه کیهان میدانند.  

پ.ن : این که شریعنمداری آدم دلچسبی نیست ، دلیل نمیشود یک مسئله را نادیده بگیریم . شورای همکاری خلیج (فارس) هر بار که جلسه میگذارد جزایر سه گانه را عربی اعلام میکنند و ما هم هیچوقت به پرچم امارت یا بقیه کشورهای عضو شورا بی احترامی نکردیم ، این قدر هم داد و قال راه نینداختیم.

اصلاحیه : دوستی تذکر بجایی در مورد متن داد. من هم تصحیحش کردم.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 19:32  توسط پلنگ زخمی  | 
دیروز توی پمپ بنزین نشسته بودم توی ماشین و رفیق شفیق بنده ، داشتند بنزین میزدند . من هم با خیال راحت داشتم به جمله " کارت هوشمند را فراموش نکنید " نگاه میکردم . بعد هم سوار شدیم و با خیال راحت عازم مقصد شدیم. فردا صبح دوست گرامی تماس گرفتند که کارت هوشمند را جا گذاشتند توی پمپ بنزین !

من هنوز هم اعتقاد دارم پروژه کارت هوشمند میتواند راهی برای واقعی کردن قیمت بنزین باشد و ... .

اما واقعا نحوه اجرایش دیدنی است. بعدا با پرس و جوهایی که در اداره پست انجام شد ، معلوم شد تقریبا از هر ۲ نفر یکی کارتش را در پمپ بنزین جا میگذارد و مسئول محترم هم کارت را بالا میکشد و بنزینش را به نرخ آزاد میفروشد . اما نحوه غیر فعال کردن این کارتها واقعا دیدنی است ! بایستی علاوه بر کارت خودرو ، سند خودرو را هم همراه داشته باشید ، حالا فکر کنید شما رفته باشید مسافرت ، یا مثل این دوست گرامی ما در شهر دیگری دانشجو باشید ! عملا هیچ کاری از دستتان بر نمی آید و دزد مربوطه تا لیتر آخر سهمیه شما (۴۰۰ لیتر ) را مصرف میکند.

یکی دیگر از ایراداتی که اخیرا در روزنامه ها منتشر شده ، این است که زمانی که شما مشغول زدن بنزین هستید موتور سواران عزیز همیشه در صحنه می آیند ، کارت شما را از پمپ می قاپند و در میروند !

بهتر نبود برای جلوگیری از سوء استفاده هنگام مفقود شدن یا سرقت کارت یک رمز ۴ رقمی ساده برای سیستم تعبیه می شد ؟!

پ.ن ۱ : یکی از دوستان در یکی از روستاهای نزدیک نطنز سکته کرده بودند و آمبولانس برای انتقال ایشان به اصفهان ، گفته بود کارت سوخت ، خودتان باید بیاورید ! ما بنزین نداریم ! ( بعد هم میگویند کلیه خدمات ۱۱۵ رایگان است !) . خلاصه این بنده خداها یکساعت و نیم دنبال کارت هوشمند میگشتند تا بیمار را به اصفهان انتقال دهند ! ( چون آن موقع هنوز سهمیه بندی خودروهای شخصی شروع نشده بوده و طبعا کسی کارت دنبالش نبوده است.)

پ.ن ۲ : وقتی همه چیز را بخواهیم خودمان تجربه کنیم و کاری به تجربیات دیگران نداشته باشیم ، این مشکلات هم طبیعی است. ( هم سهمیه بندی و هم گاز سوز شدن هر دو در هیچ جای جهان سابقه چندانی نداشته . در مورد سهمیه بندی تجربه جهانی " واقعی کردن قیمت " است. ) 

پ.ن ۳ : این کارت سوخت هر چی که باشد ، مطمئنا هوشمند نیست ! اتفاقا خیلی هم خنگ است !

  نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 0:42  توسط پلنگ زخمی  | 

اگر به شنیدن صدای باباکرم ، در سینما ، کنفرانس ، کلاس درس ، جلسه امتحان ، اتاق عمل (!) عادت کرده اید ، اصلا نگران نباشید . در هنگام رکوع و سجود در مسجد هم میتوانید در جای جای مسجد از شنیدن این صدای دلنشین لذت ببرید.

اصولا ما ایرانیها علاقه به اجرای روشهای خارق العاده برای حل مسائل داریم. سالها دزدی کفش در مسجد از معضلات جامعه عزیزمان بود. طبق روش مرسوم در میهنمان صورت مسئله را پاک کردیم ! دیگر کفشی برای دزدی در مسجد وجود ندارد ، چون همه کفششان را میزنند زیر بغلشان ، میبرند در صفوف منسجم نماز .

پ.ن : بامزه ترین نکته ای که در مورد این مسئله شنیدم ، در مورد گروهی توریست بود که به مسجد حکیم ( پشت میدان امام اصفهان ) ، رفته بودند . خب کفشها همه کوهنوردی و گران قیمت بودند و همه به سرقت رفتند ، التماس های خادم مسجد پشت میکروفن مسجد که آبروی اسلام را بردید و ... هم به جایی نرسید.

  نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 22:47  توسط پلنگ زخمی  | 
بالاخره بنزین از ساعت ۲۴ امشب (۵ تیر ) سهمیه بندی میشود.( اینجا). مدیریت مصرف بنزین منافع خیلی زیادی دارد. کاهش آلودگی هوا و کاهش هدر رفتن منابع ملی یکی از صدها منفعت مدیریت مصرف بنزین است. این که سهمیه بندی راه درستی برای مدیریت مصرف بنزین است یا نه خیلی زود معلوم خواهد شد . ولی از آنجا که گفته اند " آزموده را آزمودن خطاست " ، بالاخره بهترین راه ، واقعی کردن قیمت بنزین است.

هنگامی که مجلس به بهانه تورم اجازه افزایش قیمت بنزین را در دولت خاتمی نداد ، فکر نمیکرد مصرف بنزین تبدیل به چنان بحرانی شود که حتی نمایندگان کنگره آمریکا از آن طنابی برای فشار دادن گلوی ایران ببافند.

تجربه قبلی کوپنی کردن بنزین ، زمان جنگ چندان نتایج دلچسبی نداشت ، الان هم سهمیه ماهانه ۱۰۰ لیتر که برای خودروهای شخصی ، با توجه به مصرف بالای این خودروها (که از تکنولوژی پایینی بهره میبرند ) مطمئنا کفاف نخواهد داد.

یکی از دلچسب ترین منافع سهمیه بندی ، جمع شدن سفره مسافر کش های شخصی است. در حقیقت مسافرکشی شغل کاذبی است که بهای آن از جیب مردم و با یارانه کلان دولت پرداخت میشد و علاوه بر هدر دادن منابع ملی ، باعث کاهش شدید امنیت شهرها و جاده ها با انواع و اقسام رانندگان خلافکار  میشد. البته این در صورتی است که کپی کردن کارت هوشمند به این سادگی ها نباشد !

به هر حال سهمیه بندی حتی اگر شکست هم بخورد ، راه را برای واقعی کردن قیمت بنزین کمی هموار تر خواهد کرد.

  نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 21:31  توسط پلنگ زخمی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM