تبليغاتX
پلنگ زخمی
 

امت همیشه در صحنه جمهوری اسلامی ایران ، بسیار انسان های قدر شناس و وفاداری هستند.

توصیه شخصی بنده این است که اگر یک همچنین تفکر پرتی در مورد جامعه عزیزمان دارید ، سریعا به نزدیکترین کشور اروپایی ( ترجیحا سوییس ) پناهنده شوید. خصوصا اگر به بالا گرفتن زیر پیراهنی خونی جلوی شبکه های خارجی علاقه دارید و فکر می کنید مردمی که این از خود گذشتگی را برایشان انجام میدهید در ۱۰ سال آینده که شما از ویلاهای کوهستانی اوین استفاده میکنید با کمپوت مورد علاقه تان ( که قبلا لیستش را به صاحب زیر پیراهنی مربوطه تحویل داده اید ) به دیدنتان می آیند.

احمد باطبی موجود جالبی است ، ولی از آن جالبتر قوه قضائیه ای است که به خاطر یک زیر پیراهنی ( آنهم دست دوم ) یک نفر را ۱۰ سال از آزادی محروم میکند.  واقعا جای تبریک دارد . 

 پدر احمد باطبی اظهار امیدواری کرده است که برای عید به احمد باطبی مرخصی بدهند.( اینجا)  من هم امیدوارم ، ولی بیشتر امیدوارم که بالاخره مشمول عفو شود.

+ نوشته شده توسط محمد بهشتی در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت 0:17 |
مجله اینترنتی هفت سنگ در نظر سنجی برترین های رسانه ای سال 85  وبلاگ خانم احمد نیا ( از زندگی ) را به عنوان بهترین وبلاگ روز نوشت انتخاب کرده ، که به حق انتخاب بجایی هست.

وبلاگ از زندگی یکی از بهترین وبلاگهای فارسی است که من تا به حال دیدم.

برای خانم احمد نیا آرزوی موفقیت دارم و  امیدوارم وبلاگشان هر روز بهتر بشود.

+ نوشته شده توسط محمد بهشتی در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 و ساعت 23:49 |

شهرام جزایری را دستگیر کردند. اصلا انتظارش را نداشتم. اعتراف می کنم که حسابی حالم گرفته شد. واقعا ترجیح میدادم برود به سلامتی و خوشی و داغش روی دل دوستان بماند.

آن لبخند کذایی اش را وقتی میدیدم واقعا صفا میکردم.  من در کل طرفدار داستانها و فیلمهایی هستم که دزد ماجرا اگر کسی را نکشته باشد میزند به چاک .

ولی خوب وقتی دستگیر شد دیگر از لبخندش خبری نبود !

+ نوشته شده توسط محمد بهشتی در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 و ساعت 21:27 |
اینجا ایران. واقعا که خیلی جالب است  . شهرداری تهران می آید بودجه میگذارد  ، تبلیغات میکند ، آدم جمع میکند ، تو رسانه ملی داد و بیداد راه میندازد که ما داریم برای مردم درخت میکاریم.

بعد بلند میشوند ، میروند جایی که خودش ریه تنفسی تهران است و اگر همین جور دست نخورده بماند از صد تا جنگل دست کاشت اثرش بیشتر است درخت زیتون میکارند.  یعنی گونه غیر بومی را بردند وسط پارک ملی سرخه حصار.

ظاهرا سازمان محیط زیست هم آمده ( البته روایات متعدد است ) ، بدون هیچ اقامه دعوایی یا اطلاعیه ای یا توجیهی ، درختها را بریده است!! گرچه قلبا از این کار راضی ام ، اکثر محیط زیستی ها هم راضی اند. ولی چرا اینجوری ؟

وبلاگ مژگان جمشیدی را ببیند ، ایضا طراحی طبیعت.

این یعنی اینکه ما یه چیز زیادی تو میهن عزیزمان داریم که بهش میگویند "بودجه " !

+ نوشته شده توسط محمد بهشتی در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 و ساعت 2:13 |
نمیدانم چرا در طول مدتی که روزنامه میخواندم با هیچ روزنامه ای به اندازه آسیا حال نکردم. اوایل که ابرار اقتصادی بود ، بعدش هیئت تحریریه آمدن بیرون و یکی از موفق ترین روزنامه های اقتصادی ان موقع را یعنی روزنامه آسیا را تاسیس کردند.

وقتی روزنامه را میخواندم ، دقیقا احساسی که بهم دست میداد این بود که روزنامه را برای من ، اختصاصی چاپ کردند ! ایرج جمشیدی یکی از آن موجودات نادر روزگار بود که البته بعد که روزنامه را برای بار اول بستند حرف زیاد پشت سرش زدند.  سری اول ایرج جمشیدی ، همه کاره روزنامه آسیا رفت زندان و خیلی اذیت شد ظاهرا. بعد که آمد بیرون روزنامه را به مدیر مسئولی زنش منتشر کرد و گرچه به خوبی سری اول نبود ولی من همیشه میخریدم و روزنامه جالبی بود.

یادمه یکی از اولین روزنامه هایی که دوباره شعار ایرانی ، کالای ایرانی بخر را روی کار آورد همان سری اول آسیا بود.  سری دوم که بسته شد واقعا دلیلش بی ربط بود ، به دلیل چاپ عکس مریم رجوی.

خلاصه اینها را گفتم که بدانید و آگاه باشید که روزنامه آسیا دوباره از توقیف درآمده است. البته ایرج جمشیدی گفته بعد از عید برای انتشار مجدد تصمیم میگیرد و این یعنی زیاد هم مطمئن نیست.  در هر حال من که به شخصه بخاطر روزهایی که یک روزنامه خوب  را منتشر میکرد ،  امیدوارم موفق باشد.

+ نوشته شده توسط محمد بهشتی در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 و ساعت 1:8 |
 

خب حتما همه به نوعی در جریان اخبار 300 هستید. مطبوعات و وب سایت ها و وبلاگها . شبکه های اونور آبی و صد تا مرجع ریز و درشت دیگه.

من میخوام بدونم این تو  ازمنه اخیر بار چندمه که ما طومار اینترنتی دست و پا میکنیم ؟ اشکال از کجاست ؟ از غربه که ما رو نمیشناسه ؟ یا از ماست که خودمون رو به غرب نشناسوندیم ؟

خوب من به شخصه با دومی موافقم. ما چی کار کردیم تا این فرهنگ غنی رو که روزی صد بار تو سر صغیر و کبیر میکوبیم بقیه دنیا هم بشناسند ؟ چند تا جهانگرد سالیانه وارد ایران میشوند تا با فرهنگ ما آشنا بشوند؟ در حالی که آمار ما زیر ۱۰۰ هزار تاست ، دوبی ۶.۵ میلیون نفر جهانگرد داره. اونها دارن فرهنگ اعراب رو به مردم دنیا میشناسونن . ما ادعا داریم که مردم مهمان نوازی هستیم که شکی هم توش نیست  ، اما این مهمان نوازی رو به کی میخوایم نشون بدیم وقتی احدی از اونهایی که فیلم میسازن یا مقاله مینویسن پاشون رو تو کشور ما نمیگذارن؟ خب نتیجه اش همین ۳۰۰ است .

ما کدوم رسانه رو داریم که خارج از مرزهای ایران بتونه مخاطب مشکل پسند غربی رو جذب کنه ؟  در حالی که الجزیره زیر گوش خودمون تبدیل به یک ابر رسانه شده. 

ما یه رییس جمهور داریم که به تمام دنیا بد و بیراه میگه و مردمی که تو خیابون به زور قفل فرمان از راننده جلویی راه میگیرن. خوب عطوفتش کجاست.

این چندمین طوماره که راه میندازیم ؟ خلیج فارس ؟ اسکندر کبیر ؟  من ترسم از اینه که روزی برسه که تمام کار و زندگی مون رو بذاریم کنار و بشینیم پشت سیستمهامون و بمب گوگلی درست کنیم. باز جای شکرش باقیه که فیلمی مثل بورات در مورد ایران نساختن ، و گرنه باید حکم جهاد میدادیم !

اشکال از جای دیگه است. اگه مولانا رو ترکیه برداشته ، فردوسی رو تاجیکستان ، بوعلی سینا رو عربها ، قنات رو چین و امارات دارن به ثبت میرسونن ، خلیج فارس رو عربها ،( جای شکرش باقیه که هنوز برای تخت جمشید صاحب پیدا نشده !). وقتی برای بازسازی صحنه های تخت جمشید تو فیلم اسکندر کبیر میرن پاکستان  و صد تا مورد دیگه ما هم تقصیر داریم. 

این طرف مرز هنوز به چهارشنبه سوری میگن چهارشنبه آخر سال ، به سیزده بدر تا چند سال پیش میگفتن روز طبیعت !  چند بار اسم خشایار شا رو از رسانه ملی شنیدین ؟ ما خودمون هم نمیدونیم خشایارشا کی بوده چه برسه به بقیه مردم دنیا.

+ نوشته شده توسط محمد بهشتی در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت 8:52 |
کاریکاتور باحال بزرگمهر حسین پور  از کیل بیل.

+ نوشته شده توسط محمد بهشتی در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385 و ساعت 1:29 |
مترصد اکران اخراجی ها در اصفهان هستم. باید جالبناک باشه. چند بار پیش آمد که فیلمهای ده نمکی را ببینم ، اما هر بار نشد.  ظاهرا ده نمکی خیلی از جشنواره شاکی است.
+ نوشته شده توسط محمد بهشتی در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385 و ساعت 1:22 |
دوستان زیست محیطی حتما در مورد جریان سرخه حصار هستند ، این نظر رو هم بخونید ، به قول دوستی ، نظر یکیه از اون طرف خط.
+ نوشته شده توسط محمد بهشتی در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 و ساعت 9:13 |
محمد علی ابطحی تو وبلاگش اینو نوشته. واقعا جای تفکر داره. همه نگرانند الا خودمان !!!

نگرانی از وضعيت ايران

 

وقتی در كنگره جهانی آزادی اديان در آفريقا من را به عنوان رييس مركز گفت‌وگوی اديان در ايران معرفی كردند، تقريباً با هر كسی كه در فاصله استراحت بعد از افتتاحيه برخورد می‌كردم، سوال  می‌كرد شما در خود ايران زندگی می‌كنيد؟ الآن از ايران می‌آييد؟ از اين‌جا دوباره به ايران باز می‌گرديد؟ جوری حرف می‌زدند و دلسوزانه نگاه می‌كردند كه گويا بايد از عمق وجود برای ما كه در ايران هستيم نگران باشند. احساس كردم همه ی آدم‌های عادی دنيا كه اخبار را از رسانه‌ها دنبال می‌كنند نگران ما ايرانی‌ها هستند.

نمی‌دانم به خاطر ترس يا واقع‌بينی بود كه وقتی ديدم رسانه‌ها و قدرتمندان جهانی اين‌گونه افكار عمومی دنيا را آماده كرده‌اند، من هم بيش از گذشته نگران شدم! ولی نگرانی افرادی مثل من كه در چرخه سياست‌سازی نظام نيستيم چه فايده‌ای دارد؟

+ نوشته شده توسط محمد بهشتی در جمعه هجدهم اسفند 1385 و ساعت 23:49 |
تعطیلات خوبه یا بد ؟؟

البته امت همیشه در صحنه ما از همون برگهای اول تاریخ کشته مرده انواع تعطیلات بودن . نکته تستی اینجاست که اگه اربعین باشه یا ۱۵ خرداد یا نوروز اون چیزی که این وسط بسته میشه جاده هرازه !

این یعنی استفاده بهینه از امکانات ملی . البته بعضی از تعطیلات واقعا لازم هستند. مثلا من با تعطیلات ۱۵ روزه نوروز کاملا موافقم. باعث میشه چرخ اقتصاد شهرهای کوچک ، مناطق توریستی که هر سال ،۲ نفر هم پاشون رو توش نمیذارن بگرده.  بعضی شهرها هستن که اصولا اگه عید نباشه که فک و فامیل ها از شهرهای بزرگ برنگردند برای دید و بازدید اونجا ، اصولا هیچ غریبه ای پاشو اونجا نمیگذاره .

در مورد تعطیلات دیگه به غیر از نوروز مشکل اینه که اکثر این تعطیلات ، عزاداری هستند و به نظر من باعث میشن که روحیه خراب جامعه ما از اینی که هست بدتر بشه. من مشکلی با عزادری ندارم ، ولی مسئله اینه از اون طرف برای همین مراسمی که اینقدر عزاداری میکنیم شاد میکنیم ؟ یعنی وقتی روز تولد امام رضا (ع) که تعطیله رو ، روز کاری در نظر میگیریم ولی شهادت همون امام رو تعطیل میکنیم یعنی دوست نداریم مردم شاد باشند.

 

پ .ن : عاشورا ، تاسوعا حسابش با بقیه فرق میکنه. حس و حال دیگه ای داره.

+ نوشته شده توسط محمد بهشتی در جمعه هجدهم اسفند 1385 و ساعت 23:18 |
دیروز بعد از مدتها پشت گوش انداختن بالاخره رفتم تو جلسه حزب مشارکت اصفهان شرکت کنم . جلسه طبعا مربوط به ۸ مارس و روز جهانی زن بود.

جالب بود . یکی از نماینده های زن سابق مجلس ، صحبت میکرد.  بعدش فیلم ۱۰ رو نمایش میدادن از کیارستمی که من دیگه زدم بیرون. یه آمار جالب مربوط به اشتغال زنان بود که ۱۳ درصد کل اشتغال بود !! واقعا آمار غرور آفرینیه!

+ نوشته شده توسط محمد بهشتی در جمعه هجدهم اسفند 1385 و ساعت 12:4 |
این دیگه واقعا جالبه ، مژگان جمشیدی ، خبرنگار محیط زیست  ، تو وبلاگش این عکس رو زده !!!

قوچ ومیش بغل دیوار !!! واقعا جالبه . همچین تصاویری نادره . البته تو دنیا . طبعا اینجا ایرانه !

+ نوشته شده توسط محمد بهشتی در جمعه هجدهم اسفند 1385 و ساعت 11:42 |
کتابی که الان میخونم ، "بازی بزرگ " پیتر هاپکرک ، ترجمه رضا کامشاد ، انتشارات نیلوفر است . در مورد جریاناتی است که منجر به امضای قرارداد ۱۹۰۷ بین روس و انگلیس شد.  جالبه و جریان تو آسیای مرکزی دنبال میشه .

تازگی ها به افغانستان علاقه پیدا کردم . افغانستان در قرن بیستم نوشته ظاهر طنین ( با کمک بی بی سی ) رو خواندم که جالب بود.

بازی آخر بانو را هم گرفتم ، هنوز فرصت نکردم بخونمش .

+ نوشته شده توسط محمد بهشتی در جمعه هجدهم اسفند 1385 و ساعت 11:36 |
امروز تو وبلاگ از پشت یک سوم بودم دیدم تو قسمت لینکها ، لینکی به سایتی با تصاویر دیدنی (wvs ) هست که با عکسهایی که گرفته بود کلی حال کردم. جالبناک بود.

نکته تستی اش اینه که سرعت و کلیه تنظیمات عکس گرفته شده را میزنه.

+ نوشته شده توسط محمد بهشتی در جمعه هجدهم اسفند 1385 و ساعت 11:20 |
یادش بخیر ، یادمه سالهای قبل نزدیک عید که میشد یکی از دل مشغولی های من خریدن ویژه نامه نوروزی گل آقا بود که کلی باهاش حال میکردم .

اصلا من از وقتی اوایل دبیرستان بودم هر هفته بلا استثنا گل آقا رو میخریدم و با شوق و ذوق تا ته هفته نامه رو میخوندم . هیچکدومش رو دور ننداختم . هنوز هم دارمشون.

چند بار هم مطلب نوشتم و فرستادم که سر جمع ۳ یا ۴ بارش چاپ شد . یکیش تو ستون چهل سال بعد هفته نامه بود که ستون خیلی باحالی بود .

وقتی کیومرث صابری فومنی مجله را بست واقعا تعجب کردم . بعدا که فوت کرد ، گفتم شاید به خاطر مریضی اش بود . ولی در هر حال معلوم نبود چی شد.

با تمام اصطلاحات ( شاغلام ، قب  ، آسیب پذیر و.... ) کلی حال میکردم . خلاصه اینکه امسال هم خبری از ویژه نامه نوروزی هفته نامه گل آقا نیست.  دیروز پریروزها سالنامه اش را از روی دکه خریدم .

الان به نظر من جای گل اقا را هنوز کسی نتوانسته پر کنه . اگه ابراهیم نبوی ( تو روز آنلاین) نبود که دیگه واقعا خیلی سوت و کور میشد.

در هر خدا بیامرزه کیومرث صابری فومنی ( گل آقا) را که واقعا سردمدار طنز کشور بود برای سالها.  روحش شاد.

+ نوشته شده توسط محمد بهشتی در جمعه هجدهم اسفند 1385 و ساعت 10:56 |
یکی از روزنامه های مورد علاقه من ( اینو گفتم بدونید من چند تا روزنامه میخونم! ) روزنامه سرمایه است.  ژیلا بنی یعقوب سرپرست صفحه زنان سرمایه هم جزء بازداشت شدگان اخیر هستش. واقعا باعث تاسفه. امیدوارم زودتر آزاد بشه . اسامی دستگیر شدگان اینه :

آسيه اميني، شادي صدر، ژيلا بني يعقوب محبوبه عباسقلي زاده، محبوبه حسين زاده، سارا لقماني، زارا امجديان، مريم حسين خواه، جلوه جواهري، نيلوفر گلكار، پرستو دوكوهكي، زينب پيغمبر زاده، مريم ميرزا، ساغر لقايي، خديجه مقدم، ساقي لقايي، ناهيد كشاورز، مهناز محمدي نسرين افضلي، طلعت تقي نيا، فخري شادفر، مريم شادفر، الناز انصاري، فاطمه گوارايي، آزاده فرقاني، سميه فريد، مرضيه مرتاضي، سارا ايمانيان، ناهيد جعفري، سوسن طهماسبي، پروين اردلان، نوشين احمدي خراساني و شهلا انتصاري،پرستو سرمدي.

مسعود بهنود تو روز آنلاین در موردش نوشته.

+ نوشته شده توسط محمد بهشتی در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 2:17 |
چیزی در مورد نظریه مازلو شنیدید ؟ جالبه خصوصا که این دوست از فرنگ برگشته ( کیوان ) برداشت جالبی ازش ارائه میده . قسمت "میریم شاید رشد کنیم" رو میگم . من که شخصا با تحلیلش حال کردم ولی نه کاملا !
+ نوشته شده توسط محمد بهشتی در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 1:36 |
سلام،

این یک وبلاگ شخصی است و من تقریبا نظریات شخصی و این جور چیزها را اینجا میگذارم.

+ نوشته شده توسط محمد بهشتی در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 و ساعت 1:29 |