تبليغاتX
پلنگ زخمی
 
 
نوروز مبارک

نوروز از آن اتفاقاتی است که واقعا بنده سراپا تقصیر را به وجد می آورد . بسیار حال می کنیم و از نظر من هیچ اشکالی ندارد شما هم خوش باشید  ! نوروز پیروز هر روز نوروز ، بویژه نوروز ۸۷!

منبع تصویر :اینجا.

  نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 7:13  توسط پلنگ زخمی  | 
عموم جماعت اسلام که در مملکت اصفهان زندگی میکنند  ، مطلع هستند که یک بابایی به نام کاظم شفیعی در اصفهان تا به حال چند نفر را کشته تا در ازای آن پلیس برادرش را که به جرم قتل و سرقت مسلحانه دستگیر شده آزاد کند .

از جمله یک توریست فرانسوی که همین یکی و پلیسی که قتلهایش را با آن شروع کرد بازتاب پیدا کرد و دیگر خبری ازش نیست . طبق معمول وقتی اتفاقی خارج از مرزهای مقدس تهران در مملکت گل و بلبلمان می افتد انگار نه انگار . نیروی انتظامی همیشه در صجنه حاضر نیست اعلام کند که این بابا تا به حال چند نفر را کشته و این وسط هر کسی یک رقم از توی جیبش در می آورد و می گوید : ایناهاش اینقدر را کشته . ارقامی که من شنیدم از ۱۸ نفر بوده و به ۸ نفر رسیده است . گرچه منبع آن بابایی که میگفت ۸ تا با عقل جور بیشتر جور در میآید . این مسئله چند تا درس داشت که من مینویسم تا آیندگان بدانند ما خر نبودیم و اگر این یارو ما را کشت تقصیر ما نبود تقصیر سربازان گمنام امام زمان بود ! :

۱- یک مسئله مهم که در مورد امنیت ما با آن روبرو هستیم ، پایین بودن سطح اطلاعات علمی پلیسی در نیروی انتظامی عزیز ماست . در تمامی موارد مشابه نیروی انتظامی معمولا از مذاکره با تروریست سر باز میزند و با لج بازی جان تعداد افراد بیگناه دیگری را میگیرد.

۲- استفاده از سرباز های صفر بدون هیچ آموزش پیوسته و تحصیلات مربوط به طور گسترده در کلانتریها و گشت های پلیس باعث شده راندمان کار نیروی انتظامی به شدت افت کند .

۳- عدم اطلاع رسانی فقط عمق فاجعه را شدت میبخشد . وقتی صدا و سیما و مطبوعات سرشان را زیر برف میکنند ، مردم اطلاعاتشان را از بازار شایعه میگیرند.

۴-  مردم خارج از پایتخت خونشان کمرنگ تر از پایتخت نشینان است . دلیل عمده هم این است که برای  دولت دردسر کمتری ایجاد میکنند . جدا اگر تهران هم این بابا این کارها را کرده بود همین اتفاق میافتاد ؟

  نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 0:50  توسط پلنگ زخمی  | 

کتاب "خاطرات دلبرکان غمگین من " با اسم اصلی " خاطرات روسپ.یان سودا زده من "  ، چند روز پیش به دستم رسید . کتاب توقیف است ( طبیعتا به خاطر توقیف شهرت زیادی دست و پا کرد گرچه مارکز نیازی به تبلیغ معکوس وزارت ارشاد ندارد !) و نسخه ای که به دست من رسید ، نسخه پی دی اف کتاب بود ، اصلا میانه ای با کتاب خواندن روی کامپیوتر ندارم . خواندن کتاب را موکول کردم به زمانی بعد . تا این که اینترنت قطع شد و کامپیوتر ویروسی شد و ... . مشکل ویروسی شدن حل شد ولی اینترنت نه . بنابراین یکی از کلیدی ترین استفاده ها از کامپیوتر خواندن کتاب مارکز بود.

من تا به حال هیچ کتابی از مارکز ، حتی صد سال تنهایی افسانه ای را هم نخواندم . راستش این نوشته مارکز هم زیاد من را برای خواندن بقیه آثارش جذب نکرد. اما وقتی نشستم سرش ، یک نفس تا ته رفتم . البته کتاب ۱۲۵ صفحه بیشتر نبود .  کتاب داستان پیرمردی نود ساله و مجرد است که برای هدیه تولد نود سالگی یک دختر باکره ۱۴ ساله برای خودش دست و پا میکند . از قضا عاشق هم میشود و تازه در نود سالگی مزه عشق را میچشد .  ضمنا این عشق باعث میشود تا سری به خاطرات ولنگاری های سابقش هم بزند . ستون نویس معمولی روزنامه تبدیل به نویسنده ای پر طرفدار به خاطر نوشتن از عشق میشود .  کتاب میتواند ستایشی از عشق باشد . می تواند نکوهشی هم باشد از  زندگی بدون عشق . 

مشخصات کتاب :

خاطرات روسپ.یان سودا زده من ، نوشته گابریل گارسیا مارکز ، ترجمه امیر حسین فطانت ، چاپ اول ۱۳۸۴ ، همه حقوق برای نشر ایران محفوظ است .

تصویر و مطلبی در مورد کتاب از آفتاب پاییز. اصل تصویر از آمازون .

  نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 18:52  توسط پلنگ زخمی  | 
کتاب کویرهای ایران نوشته سون هدین با ترجمه دکتر پرویز رجبی یکی از کتابهایی بود که خیلی دنبالش گشتم تا پیدا کردم . نمیدانم اشکال از من بود یا جای دیگر ، چون کتاب را از همانجایی بعد از چند ماه جستجو پیدا کردم که دفعه اول سر زده بودم !

کتاب کویرهای ایران ، با نام اصلی "به سوی هندوستان از راه زمین " نوشته سون هدین ، کویر شناس شهیر سوئدی که سفرهای گسترده ای در تمام آسیا بخصوص تبت و آسیای مرکزی انجام داده است ، بدون شک یکی از برترین آثاری است که در مورد ویژگی های جغرافیایی کویر های ایران نوشته شده است . اکثر ماجرای سفر در کویرهای ایران میگذرد و به همین دلیل ، مترجم نام کویرهای ایران را به نام " از راه زمین به سوی هندوستان " ترجیح داده است . سون هدین که در سال ۱۸۶۵ به دنیا آمده ، در سال ۱۸۹۰ به سمت منشی سفارت سوئد در ایران منصوب شد که صعودش به دماوند را هم ظاهرا در همان زمان انجام داده است .

نویسنده کتاب از طرابوزان ترکیه سفرش را آغاز و در کویته به پایان میرساند  . نویسنده از طرابوزان تا تهران را با کالسکه و از تهران به بعد را با شتر طی میکند. سفر در سالهای اول قرن بیستم اتفاق افتاده ُ زمانی که هنوز راههای کاروانروی ایران اهمیت به سزایی داشتند و حجم زیادی از کالاهای ایران از راههای کاروانرو و با شتر حمل میشده است .  حاکم زمان سفر مظفرالدین شاه قاجار بوده است .  (سال ۱۹۰۵ میلادی ) .خوشبختانه علاقه شدید سون هدین به داشتن نمونه ای از پوست گورخر ایرانی  ، باعث میشود وی بادقت زیستگاههای این گونه باارزش و دیگر گونه های جانوری را شرح دهد . با این حال سون هدین موفق به شکار گور نمیشود و حتی تعیین مبلغ گزاف ده تومان برای یک پوست گور برای شکارچیان محلی هم نمیتواند گورخری برایش به ارمغان بیاورد . وی در نزدیکی کوه نخجیر ( پارک ملی کویر امروز ) موفق به دیدن دو گور از فاصله دور میشود .

سون هدین با نگاهی موشکافانه تمام ویژگی های زمین شناسی منطقه مورد بحث در طول سفر و همچنین پوشش گیاهی منطقه ، روند شکل گرفتن کویرهای ایران ، حرکت تپه های شن روان  ، تشکیل دریاچه های نمک را مورد بررسی دقیق قرار میدهد که ارزش این اثر را بالا میبرد .

مسئله جالب دیگر آمار دام اهلی است که سون هدین برای هر آبادی اعلام میکند . یک مقایسه کوچک نشان میدهد در طول ۱۰۰ سال از گذشت سفر سون هدین ، فشار به مراتع ایران چندین برابر شده و تعداد دام در مناطق به شدت افزایش پیدا کرده است . برای مثال در سال ۱۹۰۵ سون هدین تعداد دام اهلی چوپانان نایین را ۵۰۰ گوسفند و ۳۰۰ شتر اعلام میکند. الان از شتر خبری نیست ولی تعداد دام حداقل ۱۰ برابر این است .

در هنگام خواندن کتاب بایستی حتما نقشه جلوی چشم باشد و مسیرهای که از نزدیک ندیده بودم دنبال کردنش مشکل بود . تعدادی از روستاها اسمش عوض شده است . سون هدین در نزدیکی کوه نخجیر مدتی راه را تقریبا گم میکند که در نتیجه دنبال کردن مسیر کمی مشکل میشود . گرچه سون هدین مرتب از نقشه مسیر حرف میزند ولی در کتاب کویرهای ایران متاسفانه از نقشه مسیر حرکت سون هدین خبری نیست . درجه حرارت هوا و ارتفاع از سطح دریا در تمام طول سفر به دقت ضبط شده اند  ، حتی دمای چشمه ها نیز اکثرا ثبت شده ان که نشان دهنده موشکافی سون هدین است .

قسمتی از کتاب :

" وقتی که به رختخواب رفتم ، نقشه سفرهای جدیدی را در ایران کهنسال کشیدم . دلم میخواست کویر بهاباد و سرزمین گورخر ها را ببینم و از دشت لوت بگذرم و منطقه اطراف دریاچه نیریز را ببینم و مناطق کم آشنای زیادی را بررسی بکنم . به سالهای زیادی که برای این منظور احتیاج بود فکر کردم . فکر کردم ، که آدم هر لحظه پیر تر میشود و یک مرتبه احساس میکند  ، که کاملا پیر شده است . عمر خیلی کوتاه است و دنیا بی نهایت بزرگ . "

سون هدین در هیچ نقطه با گونه ای خاص برخورد نمیکند. گرچه یکی از راهنماها در نزدیکی کوه نخجیر با یک پلنگ برخورد میکند .

سون هدین در نقد جامعه آن زمان ایران که البته زیاد هم با الان فرقی نکرده است هم قلم تند و تیزی دارد . بزرگترین گلایه او این است که " ایرانیها برای هیچ کاری عجله ندارند !"

اما مترجم . از پرویز رجبی چند تا کتاب خواندم . یکی مارکوپولو در ایران نوشته آلفونس گابریل و یکی هم  تخت جمشید بارگاه تاریخ (با عکسهای زیبایی از سعید محمودی ازناوه ای ). پرویز رجبی ایران شناسی است که کتابهای بسیاری در مورد ایران دارد از جمله : کرتیر و سنگ نبشته او در کعبه زرتشت ، کریم خان زند وزمان او ، صورت مسئله ورود واژه های بیگانه به زبان فارسی ، معماری ایران در زمان پهلوی ، جندق و ترود دو بندر فراموش شده نمک  ، تاریخ خط میخی فارسی باستان ، جشنهای ایرانی ، جشن نامه پرویز شهریاری . همچنین ترجمه : سفرنامه نیبور ، کویرهای ایران ، ماه عسل ایرانی ، مارکوپولو در ایران ، از زبان داریوش ، حضور آرییان در خاورمیانه ، داریوش و ایرانیان . 

ترجمه کتاب کاملا روان و سلیس است که نشان دهنده تسلط مترجم بر راههای کویری که سون هدین اکثرا با لهجه دیگری آنها ثبت کرده هم هست . متاسفانه فهرست اعلام کتاب در نمونه ای که من دارم دارای چاپ در هم و برهم است که اصلا قابل استفاده نیست . نمیدانم در بقیه چاپهای کتاب هم این مشکل هست ؟ چون فهرست نامها برای چنین کتابی کاملا ضروری است .

سون هدین در سال ۱۹۵۲ درگذشته است . کلا موقعی که همچنین کتابهایی میخوانیم احساس عجیبی  به آدم دست میدهد . یک نفر از آن طرف دنیا امده است کویرهای ایران . هیچ وقت فکر میکرده یک روز کتابش در ایران عقب افتاده آن روز ترجمه شود و خوانده شود ؟ تعداد کتابهایی که در مورد کویرهای ایران نوشته شده و در این کتاب به آنها ارجاع داده شده ، خیلی بیشتر از آن چیزی است که فکر میکردم . متاسفانه تعداد اندکی از این کتابها به زبان فارسی ترجمه شده اند .  از دیگر کتابهای سون هدین : از میان آسیا ( ۱۸۹۸ م ) ، آسیای مرکزی و تبت (۱۹۰۴ م ) ، جاده ابریشم (۱۹۳۸ م ).

ممنون از سون هدین . نمیدانم قبرش کجاست ؟ احتمالا استکهلم . چون آنجا درگذشته است . اگر روزی گذارم افتاد حتما سری بهش میزنم و از نزدیک ازش تشکر میکنم و براش فاتحه میخوانم !

مشخصات کتاب کویرهای ایران : 

کویرهای ایران ، نوشته سون هدین (Seven hedin) ، ترجمه پرویز رجبی ، چاپ دوم سال ۱۳۸۱ ، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی . دفتر مرکزی : تهران ، تلفن ۳- ۵۳۷۴۵۳۱ . دفتر فروش : تهران ، خ انقلاب ، بین خ ابوریحان و خ دانشگاه ، ساختمان فروردین ، شماره ۱۳۰۴ طبقه چهارم -شماره ۱۴ . تلفن : ۶۴۰۹۱۰۱

پ.ن : اولین بار اسم کتاب را در سایت کویرهای ایران دیدم .( که بابتش ازشون ممنونم ) . آنجا هم مطلبی در مورد کتاب هست (اینجا).

  نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 1:17  توسط پلنگ زخمی  | 

روز جهانی ایدز هم گذشت . میهن اسلامی مان در حال گذر از مرحله ابتلا از طریق سرنگ آلوده به انتقال از طریق رابطه جن.سی است .  در حالی که در اکثر کشور ها رابطه جن.سی مقام اول را دارد ، برخی ملاحظات مذهبی شاید باعث شد در سالهای اولیه خطری از این حیث را مسئولین دقیقا درک نکنند ، اما الان تمام کارشناسان دارند حلقشان را پاره میکنند که ما در حال ورود به موج سوم گسترش ایدز با تغییر روش ابتلا از سرنگ آلوده به رابطه جن.سی هستیم .

تبلیغات دولتی عموما در حول خویشتن داری در جوانی و پایبندی به خانواه در زمان تاهل دور میزند و تقریبا هیچ آموزشی برای استفاده از وسایل پیشگیرانه در رابطه جن.سی مانند استفاده از کان.دوم برای عموم به چشم نمیخورد .  البته همان تبلیغات نیم بند هم فقط در روز جهانی ایدز بود  ، وگرنه چندان هم خبری نیست . در این میان جای خالی رسانه دولتی صدا و سیما به عنوان تاثیر گذار ترین منبع اطلاعاتی بر اذهان عمومی امت حزب الله کاملا مشهود است . متاسفانه از ابتدا رفتار مسئولین طوری بوده که حالا حرف زدن از برای مثال کان.دوم یک تابو به شمار می آید . حتی ممکن است وبلاگ های شخصی به خاطر بکار بردن کلید واژه های مربوط به این قضیه براحتی فیلتر شوند ، مثل آب خوردن ! البته به غیر از رسانه دولتی تقریبا اکثر قریب به اتفاق رسانه های مکتوب نسبت به تغییر الگوی ابتلا به ایدز در کشور هشدار میدهند  ،  ولی متاسفانه آن هم فقط در مقاطع زمانی مشخصی است . 

 در هر حال باید توجه داشت به قول مسئولین فروش پروژه میلاد نور " زود دیر میشه ! ". بهتر است استفاده از لوازم پیشگیرانه به صورت اصولی و با برد وسیع در کشور برای عموم مردم  آموزش داده شود  تا از حالت تابو بودن خارج شود .

  نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 17:3  توسط پلنگ زخمی  | 

من هم نمی دانستم سراینده این شعر زیبا کیست ، تا روزی که در گذشت ...

شاد بودن هنر است،

گر به شادی تو، دلهای دگر باشد شاد.

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست.

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود.

صحنه پیوسته به جاست.

خرّم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.

ژاله اصفهانی شاعر ایرانی متولد اصفهان (به سال ۱۳۰۰) ، در لندن در گذشت . مطلب کاملتر را در وبلاگ  حاجی واشنگتن ببینید. تصویر از بی بی سی فارسی .  روحش شاد .

  نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 23:33  توسط پلنگ زخمی  | 

تا آنجایی که من یادم می آید معنی دقیق صرفه جویی درست مصرف کردن است نه کم مصرف کردن . از وقتی انقلاب شده مسئولین حکومتی بارها در مسئله ساده زیستی زیاده روی کردند . آنهم خیلی زیاد . به قول معروف از آن طرف افتادند پایین . درست است که بینش آمریکایی به دیپلمات ها مثل بوش که مزرعه اش را کاخ سفید بیشتر دوست دارد ! کمی زیاده روی است  ، اما مثلا در اروپا مسئولین عموما در مورد داراییشان شفاف سازی میکنند  ، اما به فقیر بودن افتخار نمیکنند.

از ابتدای دولت احمدی نژاد با بعضی زیاده روی در ساده زیستی نمایشی روبرو هستیم . از ابتدای دوران ریاست جمهوری با بوق و کرنا اعلا کردند که ما سوار هواپیمای تشریفاتی دولت خاتمی نمیشویم . به این مسئله توجه نشد که با وجود تحریم احتمالا دولت خاتمی هم انتخاب های محدودی برای خرید هواپیما داشته است .  مثلا ایراد گرفتند که سالن کنفرانس هواپیما بیفایده است و در طول مسافرتهای  هوایی کوتاه بدرد نمیخورد . حالا صدا و سیما با افتخار وزرا را نشان میدهد که در سفرهای هوایی هیات دولت به استانها جلسه تشکیل میدهند که وقتشان تلف نشود ! پس چه شد ؟! حالا که میبینند با هواپیمای فکسنی ۴۰ ساله رییس جمهور به مشکل جدی برخورده اند  ، بنده های خدا رویشان نمیشود از هواپیمای تشریفاتی استفاده کنند ! حالا کم کم هیات دولت استفاده میکند و خود رییس جمهور هم اگر هواپیمایش با مخ روی زمین نیاید  ، بالاخره یک روز مجبور به استفاده میشود. در ضمن این هواپیما آنطور ها هم سفارشی نیست .(اینجا )

اما یکی از این مسخره ترین فقر نمایی ها همین اخیرا اتفاق افتاد ، یک خبر نگار به جرم این که در وبلاگش نوشته بوده ۴ سگ آلمانی که مجموعا ۶۰۰ میلیون تومان قیمت دارند ، از احمدی نژاد حفاظت میکنند ، بازداشت شده است ! (اینجا ) . اول از این که خیلی بی جا کردند که خبر نگاری را به جرم افشای اطلاعات بازداشت کرده اند ، بعد اصلا مگر چه ایرادی دارد امنیت رییس جمهور کشور درست تامین شود ؟ اصولا افرادی که از این خبر ناراحتند فکر کرده اند سگهای تربیت شده ای که برای چنین امور حساسی تربیت میشوند ، باید نذری و در راه خدا در اختیار ایران قرار میگرفتند ؟ این تظاهر به فقر از صد بار مرفه بی درد بودن مسئولین بدتر است.

پ.ن : حاجی واشنگتن هم در مورد دستگیری این خبرنگار نوشته است .

  نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 21:13  توسط پلنگ زخمی  | 
               

امروز در بخش تصاویر گوگل ، پاریس را سرچیدم ، نتیجه خیلی جالبناک بود ! پاریس هیلتون بالاتر از خود شهر پاریس قرار داشت ! بیچاره برج ایفل از هالیوود رو دست خورد !

  نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 14:39  توسط پلنگ زخمی  | 
سهمیه بندی بنزین برخلاف اکثر پیش بینی های سابق همچنان ادامه دارد . اکثر صاحبنظران ( طبیعی است که تمام مردم ایران زمین صاحب نظر ند ، از شکافت هسته ای تا کاهش تورم در سه سوت !)  پیش بینی میکردند که کار به جاهای باریک بکشد ، اما نکشید .

دلیلش البته یکیش اینه که دولت سهمیه ۶ ماه را جلو جلو ریخت تو جیب ملت ، دیگر اینکه ۱۰۰ لیتر هم اضافه داد به ملت . ضمنا سهمیه خودروهای گاز سوز را هم برابر بنزین سوز قرار داد . مردم به صورت غیر رسمی بنزین مورد نیازشان را از لیتری ۳۰۰ تا لیتری ۱۰۰۰ تومان تهیه میکنند . در بسیاری از موارد عملا بنزینی که آزاد میخریم ارزانتر از بنزین آزادی است که دولت میخواست ارائه دهد ( ۶۰۰ تومان ) اما مسئله این جاست که وظیفه دولت در تامین بنزین مورد نیاز مردم به دوش قشر زحمت کش وانت دار و تاکسی داران افتاده ! من خودم بنزین آزاد چند باری زدم . اول اینکه این بنده خدایی که به ما بنزین میفروشد ، همیشه پمپ بنزین دم خانه شان قرار میگذارد ، از نیم ساعت تا ۲ ساعت هم دیر می آید سر قرار ! ضمنا در مواقعی که ما بیرون شهر به بنزین نیاز پیدا میکنیم ( مثلا ماشین های محیط زیست که همیشه با مشکل کمبود بنزین روبرو هستند ) ، ایشان در دسترس نمیباشند.  عملا دولت کاری به اینکه مردم بنزینشان را با چه مصیبتی پیدا میکنند ندارد . فاجعه اینجاست که ممکن است شما بدون اینکه خودتان بدانید از کارت دزدی یک بنده خدایی که در دست سارق محترم است بنزین میخرید ! پدیده گدایی بنزین هم که واقعا چهره زشتی به تمام پمپ بنزین های میهن داده است . همه اینها در صورتی که بنزین آزاد عرضه میشد خیلی راحت قابل رفع و رجوع بود.

  نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 13:23  توسط پلنگ زخمی  | 
اصولا در مورد افتضاحاتی که هر مسئولی به بار می آورد ، بیشترین تقصیر مربوط به مشاورانش میشود . مثلا عموما سعید لو و هاشمی ثمره برای گاف های اقتصادی رییس جمهور محترم را کوک میکنند .

در مورد سازمان محیط زیست هم همین است. شاید عموما بیشتر روسای جمهور مجبور باشند به جای اینکه یک شخصیت علمی را برای ریاست سازمان محیط زیست منصوب کنند یک شخصیت با افکار نزدیک به خودشان را برای این پست در نظر بگیرند . اما این که رییس سازمان محیط زیست نظرهای کاملا پرت و پلایی در موارد مختلف از جمله آموزش مردم از طریق سیرک ! (اینجا ) میدهد انتقاد زیادی را هم به معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست وارد میداند که باید قاعدتا شخصیتی علمی داشته باشد ، نه حزبی !  اینکه هر بار ریاست سازمان اظهار نظرهایی میکند که ۱۸۰ درجه با توجیهات علمی فاصله دارد نشانه این است که اصولا از مشاوران کم اطلاعی هم استفاده میکند. که البته آن هم ایرادی است که به کل کابینه دولت نهم وارد است.

پ.ن ۱ : البته این وسط رشوه سیرک به سازمان هم بدک نیست ! دو تا ببر در ازای برگزاری سیرک به سازمان میدهند ! ( همان خبر بالا )

پ.ن ۲ : انجمن حمایت از حیوانات اصفهان هم بیانیه داده و برگزاری سیرک رو محکوم کرده است . (اینجا ).

  نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 15:49  توسط پلنگ زخمی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM